آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۵ آبان ۱۳۹۲

امید علوی

اجتماع


رسانه‌ها فهم ما را از واقعیت دگرگون می‌کنند


_Thunder_will_f7854
سال‌هاست که روابط بین دولت‌های مختلف ایران با اسراییل و آمریکا قطع است و همین قطع رابطه باعث ذهنی شدن شهروندان و مقامات این کشور‌ها نسبت به یکدیگر شده است. به عبارت دیگر، ایرانیان، از آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها و بالعکس تصویری خودساخته یا برساخته رسانه‌ها دارند که مبنای قضاوت درباره آن‌ها است. باید تاکید کرد که شدت این ذهنی شدن در رابطه ایران و اسراییل به مراتب عمیق‌تر از وضعیت ایران و آمریکا است. در حقیقت می‌توان گفت یکی از عوامل تشدید شکاف بین دولت‌ها و ملت‌های ایران و اسراییل، جایگزین شدن ارتباط مستقیم با تصویر رسانه‌ای است.
رسانه‌ها در ایران و اسراییل، به‌طور دایم در حال ذهنیت‌سازی از ملت و دولت «دشمن» یعنی ایران و اسراییل هستند و این تصویرسازی، از آنجا که به دشمن مربوط می‌شود، در هر دو طرف، کاملا منفی است. به دیگر سخن، رسانه‌های ایرانی و اسراییلی دروازهای انحصاری هستند که محتوای رسانه‌هایشان را تنها در جهت برساختن چهره‌ای مخدوش از طرف مقابل تولید می‌کنند.
این رویکرد رسانه‌ای، حتا در مواردی از سوی دولتمردان دو طرف تشویق و تحمیل هم می‌شود. به عبارتی، رسانه‌های داخلی تحت فشار قرار می‌گیرند تا هر رویکردی در دولت مقابل را منفی جلوه دهند. این امر به مرور به وجدان جمعی شهروندان بدل شده و همه شهروندان اعم از دولتمردان، ذهنیتی کاملا منفی و سیاه و سفید از طرف مقابل پیدا می‌کنند. ذهنیتی منفی که‌گاه با بزرگنمایی همراه است و‌گاه از اساس دروغ است؛‌ گاه امری در گذشته تاریخی واقع شده و دیگر وجود ندارد و‌گاه تنها برآمده از یک سوءتفاهم است. از جمله این موارد، مصاحبه اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر دولت اسراییل است که به بی‌بی‌سی‌فارسی گفت: «من فکر می‌کنم اگر مردم ایران آزاد بودند، شلوار جین می‌پوشیدند، به موسیقی غربی گوش می‌دادند و انتخاباتی آزاد می‌داشتند.». سخنی که با واکنش‌های زیادی از سوی ایرانیان در فضای مجازی مواجه شد.
israel

این سخنان بیش از هر چیز نمایانگر تأثیر فقدان ارتباط مستقیم با جوامع دیگر است که در ‌‌نهایت منجر به چنین تصورات غلطی از جامعه مورد نظر می‌شود. البته اینکه در ایران انتخابات آزاد نیست، سخن قابل قبولی است؛ اما اینکه ایرانیان نمی‌توانند شلوارجین بپوشند یا به موسیقی غربی گوش فرا دهند سخنی برآمده از ناآگاهی است. هرچند درست‌تر این است که بگوییم: این سخن برآمده از آگاهی غلط تولیدشده توسط رسانه‌های اسراییلی است، آگاهی‌سازی نافذی که تبدیل به باور و اعتقاد نخست‌وزیر دولتی جنجال‌برانگیز در جهان به نام اسراییل می‌شود. باور و اعتقادی که مبنای تصمیم‌گیری و قضاوت درباره شهروندان و دولت ایران می‌شود و توسط رسانه‌های پرتعداد، ثروتمند و توانمند غربی ترویج می‌شود.
حال با این اوصاف، از دولتمردان جهان باید پرسید که تا چه اندازه از دروغ‌پردازیهای رسانه‌ای یا خطاهای رسانه‌ای برحذرند؟ چگونه می‌توانند تصمیم به دشمنی با ملت و دولتی بگیرند، در حالی که از آن ملت یا دولت آگاهی‌های مقدماتی‌ای چون وضعیت پوشش و موسیقی رایج در آن سرزمین‌ها را در اختیار ندارند یا اطلاعاتشان با واقعیت در تضاد است؟
اکنون اما، امپراتوری انحصار رسانه‌ای از دستان رسانه‌های یکسویه جهان خارج شده و همه شهروندان جهان، اعم از اسراییلی‌ها و ایرانی‌ها برای کسب خبر از واقعیت روزمره کشورهای «دشمن»، نیازی به بسنده‌ کردن به رسانه‌های رسمی ندارند. آن‌ها کافی است درباره موضوعات موردعلاقه‌شان در موتورهای جستجو، به تحقیق بپردازند. برای مثال، آقای نتانیاهو می‌تواند از گوگل بپرسد که «ג «ינס» به فارسی چه معنایی دارد؟ گوگل به او پاسخ خواهد داد: «شلوار جین» و با جستجوی عبارت شلوار جین در گوگل، تصاویری از ایران نمایش داده می‌شود که آقای نخست وزیر را از گمراهی بیرون خواهد آورد. شاید خیلی دیگر از پیشفرض‌های آقای نخست‌وزیر درباره ایران نیز به همین سادگی رفع شود و از دشمنی او با ایرانیان بکاهد.
همینطور لازم است که طرف ایرانی نیز به این سؤال پاسخ دهد که آیا همه پیشفرض‌هایی که از دولت و ملت اسراییل داریم، صحیح است؟ آیا لازم نیست با جستجو در اینترنت صحت اطلاعات خود را وارسی کنیم؟