آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۱ آبان ۱۳۹۲

حسن سربخشیان

وبلاگ


اعداد و سرنوشت ها


ml-iran-presidential-election-mousavi-2009-5-7-7-50-52

صد روزگی دولت، هزار روزگی حصر و هم‌زمان بازخوانی حادثه‌ای که بیش از هزار سال پیش رخ داده است، تاسوعا و عاشورای حسینی، همه این‌ها در دو روز جمع شده‌اند. دو روزی که معلوم نیست باید آن‌ها را جشن گرفت، به اعتراض برخواست یا سوگواری کرد.

سالگرد یک اتفاق، پایان یک دهه، صدمین روز یک حادثه و حتی یادآوری حوادثی که در صد‌ها سال پیش رخ داده‌اند، همه اعدادی هستند که وقتی قرار است از کسی، ماجرایی، حادثه‌ای و تاریخی یاد شود به‌کار مورخان، اصحاب رسانه و مردمی که دنبال زنده کردن آن هستند می‌آید. در عمر ۳۵ ساله حکومت جمهوری اسلامی ایران نیز چون بسیاری از کشورهای دیگر جهان، از این ابزار به بهترین شکل آن – رسمی یا غیر رسمی- استفاده شده است.
اما گاهی این مناسبت‌ها و یادمان‌ها و حتی شمارش غیر رسمی توسط مردمی عادی می‌تواند از بسیاری مناسبت‌های دولتی تاثیرگذار‌تر باشد، مهم‌تر زمانی است که این هم زمانی معنا دار هم باشد.
امروز، قرار بود دولت روحانی در یک صدمین روز آغاز به کارش گزارشی از عملکرد خود را ارایه کند. اما برحسب اتفاق و شاید حتی بدشانسیِ روحانی، این روز درست هم زمان است با هزارمین روز حصر خانگی میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد ونیزمهدی کروبی. هم زمانی‌ای که سبب می‌شود بیشتر کسانی که به روحانی رای دادند به خاطر بیاورند که در دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری، رای آن‌ها با نام موسوی یا کروبی به صندوق انداخته شد. این بار نیز آن‌ها نام روحانی را بر برگه‌های خود ثبت کردند زیرا انتظار داشتند روحانی مردی باشد که بعد از پوشیدن ردای ریاست جمهوری، برای رفع حصر کسانی که به رهبر جنبش سبز مشهور شدند گام بردارد. اتفاقی که به رغم صد روزه شدن دولت روحانی هنوز رخ نداده است اما مردم هنوز به خاطر دارند که چگونه حسن روحانی در جریان مبارزات انتخاباتی خود، کلید به دست، در سخنرانی پرهیجانش وعده آن را داد.
روحانی اما، نه جوان بود و نه کم تجربه، هنوز خیلی زود است که او را به خاطر وعده‌های محقق نشده‌اش، «مردم فریب» بخوانند اما آیا او به عنوان مقامی که در ۳۵ سال گذشته بطور مداوم در سمت‌های مختلف امنیتی حضور داشته از میزان تاثیر گذاری نهاد ریاست جمهوری در پیشبرد جامعه و هدایت آن اطلاع نداشته است؟ یا به او هم وعده‌هایی داده شد که تا به حال عملی نشده است؟
هنوز لایه‌های پنهانی زیادی در ساختار حکومت جمهوری اسلامی وجود دارد که مانع ازیافتن پاسخ شفاف این سوال است. واقعیت این است که شاید اساسا سمت‌های این در حصرماندگان مهم نباشد. اینکه آن‌ها به رهبران جنبش سبز مشهور شده‌اند، اینکه موسوی نخست وزیر جمهوری اسلامی بوده و کروبی رئیس مجلس و رهنورد استاد باسابقه دانشگاه، مهم نیست، مهم این است که سه ایرانیِ بالای شصت سال از حقوق اولیه شهروندی خود محروم شده‌اند، نه دادگاهی، نه حکمی و نه قانونی!
این حصر- حصر هزار روزه- و آن جشن- جشن صد روزگی دولت- زمانی معنا دار می‌شود که در هیات‌های عزاداری حسینی از آن‌ها سخن گفته شود. مردمانی که سال هاست از ظلم یزید نالیده‌اند و نفرین کرده‌اند حاکمانی که شمشیر به دستان عدالت طلب را سربریده‌اند، حالا از مردان و زنانی سخن می‌گویند که هزار روز است در حصرند آن هم تنها به جرم عدالت خواهی و برابری طلبی.
هنوز هم می‌توان منتظر ماند و دید آیا دولت تدبیر و امید در یک صد و یکمین روزِ آغاز به کارش گزارشی خواهد داد یا وزیر دادگستری این دولت همچنان ترجیح می‌دهد در این ماجرا دخالتی نکند.

————————
عکس استفاده شده در مطلب دیدار میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را با دانشگاهیان در دانشگاه تهران نشان می دهد که درسال ۱۳۸۸ در جریان تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری گرفته شده است.