آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۶ آبان ۱۳۹۲

کمال دریابندری

اجتماع


آیا من واقعا جین می‌پوشم؟


free-photo-jeans-texture-586
چیزی حدود دو سال پیش، کمپین دوستی مردم ایران و اسرائیل در فضای مجازی غوغای فراوانی به پا کرده بود. شاید آن زمان کمتر کسی فکر می‌کرد که بخشی از علاقه‌مندان به آن کمپین، امروز به این شکل و با همسویی نسبی، شبکه‌های اجتماعی را در نقد سیاست‌های نتانیاهو به دست بگیرند.
طرفین منازعه را در آن زمان شاید بتوان به این شکل دسته بندی کرد: حامیان و شرکت‌کنندگان که اغلب معتقد به سیاست‌های نتیجه محور بودند و گمان می‌کردند که ایجاد کمپین، به شکلی، مانع از بروز جنگ خواهد شد و از تنش‌های بیشتر در آینده جلوگیری خواهد کرد و مخالفان آن، که با وجود تقابل با حاکمیت جمهوری اسلامی، با یکی از سیاست‌های بنیادین نظام، که رودررویی با اسراییل است، توافق بیشتری داشتند. ایشان اگرچه اغلب خود را در تقابل با جریان‌هایی مانند حزب‌الله معرفی می‌کنند، اما شاید عقبه آموزش‌های برخی از گروه‌های فعال پیش از انقلاب ۱۳۵۷، باعث شده تا وفاداری به فلسطین را در جبهه‌گیری مقابل اسرائیل در هر موقعیتی بدانند. گروهی نیز جای خالی فلسطینیان را دلیل اصلی مخالفت با کمپین می‌دانستند. در طرف دیگر اما، موافقان، آینده ایران و منافع ملی را شرط اول قلمداد می‌کردند. به هر روی، منازعات از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به رسانه‌های دیگری نیز سرایت پیدا کرد. درآن زمان، رسانه‌های بین المللی تحلیل‌های متفاوتی ارائه می‌دادند و صدا وسیمای جمهوری اسلامی کما فی السابق موضع ضدیت تام با هر جریان سازشگری با اسرائیل را سرلوحه قرار داد.
NETANYAHU
شاید رفتار رسانه‌های گوناگون را بشود پیش‌بینی کرد، یا جدای پیش‌بینی بتوان شیوه عکس العملشان را از منظر رسانه‌ای در طبقه‌بندی مشخصی جای داد. شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر اما، خبرسازانی ناگهانی هستند که هنوز روش‌های قابل اعتمادی برای پیش‌بینی آن‌ها وجود ندارد. در بستر ایرانی آن، این شبکه‌ها چندین برابر غیرقابل پیش‌بینی و آشوب‌ناک هستند. این وضعیت غیرقابل پیش‌بینی این سوال ِ مهم را مطرح می‌کند که عکسالعملهای نسل حاکم بر شبکه‌های اجتماعی در ایران برخاسته از کدام بستر است؟ جوانانی که دیروز به مردم اسرائیل ابراز عشق می‌کردند امروز سخنان نخستوزیرش را به سخره می‌گیرند. آیا برخوردهای اینچنینی نتیجه تحلیل‌های تازه نسل جدید هستند یا فضای تازه شبکه‌های اجتماعی آن را رونق می‌دهند؟ آیا امیدواری ناشی از به وجود آمدن دولت جدید منجر به تغییر ارزش‌ها شده‌است یا روحانی توانسته است کلیه نگرانی‌ها نسبت به جنگ و تنش‌های آینده مابین ایران و اسرائیل را برطرف سازد؟ آیا به جز تحلیل‌های سیاسی، رویکردی برای تشریح وضعیت وجود دارد؟
شبکه‌های اجتماعی در ایران، با وجود سن کم‌شان در مقایسه با سایر جوامع پیشرفته، بی‌اندازه محبوب و شناخته شده هستند. فرقی نمی‌کند چه‌کاره باشید، کافیست بلد باشید کامپیوترتان را خاموش و روشن کنید، تا قادر باشید وارد دنیای دیگری شوید که در آن می‌شود با دیگران به بحث و گفتگو پرداخت. دنیایی که در آن می‌شود بدون سرزدن به بازار تهران درباره قیمت دلار و سکه جدل کرد و فرایند دوستیابی‌های اجتماعی را بسیار آزادانه‌تر از کوچه و خیابان پی گرفت!
شرایط آزادانه‌تر شبکه‌ای مانند فیس‌بوک ، در مقایسه با فضای فعلی جامعه ایران، این امکان را فراهم می‌آورد تا کاربران بتوانند از تمایلات و باور‌هایشان با هراس کمتری حرف بزنند. اما تضاد چشمگیر این دو فضا عواقبی هم به همراه دارد، به ویژه اینکه فضای واقعی، که سرشار از تناقضات فرهنگی و اخلاقی است، عوارضی را برای شهروندان به وجود می‌آورد که بدون شک هیچکس حاضر به اعترافشان نیست. کاربری که در دنیایی از تعارضات و محدودیت‌ها غوطه‌ور است، ناگهان خود را در فضایی می‌یابد که می‌تواند آزادانه ابراز وجود کند و آنگونه که واقعا هست بنماید و آنگونه که دوست می‌دارد رفتار کند. شکاف عمیق بین این دو «من» اما مسئله‌ای اصلی است. در صورتی که این پیش‌فرض را بپذیریم، لاجرم نتیجه جز این نخواهد بود که شبکه‌های اجتماعی در ایران سرشار از شخصیت‌های غیر واقعی‌ای هستند که گویای روی حقیقی ایشان نیست.
بیراه نخواهد بود اگر نگریستن به موج مخالفت با سخنان اخیر نتانیاهو را از این نامعقولیت و عاریتی‌بودن بدانیم. تعارضی را که میان موضع گیری‌های یک سال اخیر، از کمپین دوستی با مردم اسرائیل تا «احمق جلوه دادن» دولت اسراییل وجود دارد، می‌توان با چنین پیش فرضی تفسیر کرد.
جدای از فضای غیرقابل مقایسه جامعه غرب با ایران، و شرایط سیاسی اجتماعی و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی، شبکه‌های اجتماعی در ایران پس از ظهور یاهو۳۶۰، اورکات و امثالهم، رشدی ناگهانی داشتند. وجود شبکه‌های مشابه در میان هم‌نسلان اروپایی و آمریکایی در دانشگاه‌ها مثال خوبی برای مشاهده این تضاد است. به وجود آمدن شبکه‌های کوچک دانشگاهی دستکم این مزیت را داشته‌اند که کاربران نسبت به حقیقی بودن شخصیت‌ها، ولو با اسم‌های مستعار، واقف باشند. اما این اتفاقی است که در ایران بسیار به سختی رخ می‌دهد. برای اینکه بفهمید شما هم در این گروه جای می‌گیرید یا نه به آخرین اسم‌های افزوده شده به فهرست دوستانتان نگاه کنید. آیا در صورتی که یکی از این افراد را ساعتی بعد در خیابان ببینید به او سلام خواهید کرد؟!
شاید از خود بپرسیم که رفتار برخواسته از چنین بستری چه اندازه قابل اتکا و قابل اعتماد است؟ اما سوال بهتر این است؛ قضاوت درباره این‌ جامعه مجازی، با وجود مولفه‌های معلوم فضای حقیقی، چه اندازه رواست و نتیجه حاصل از چنین قضاوتی چه مقدار به عنوان «معیاری» برای کسب نظر نسل جدید ایرانی قابل قبول است؟
در پاسخ به میزان قابل اعتماد بودن صدایی که از چنین فضای مبهمی بیرون می‌آید، باید گفت که در شرایط فعلی، این صدا، مبهم یا غیر مبهم، و معترضانشان، حقیقی یا مجازی، قابل دسترس‌ترین نمایندگان‌‌ همان جامعه ایرانیانی هستند که ایشان را با‌‌ همان ارزش‌ها روانه فضای مجازی کرده است. در رفتاری پیچیده، کاربران ایرانی گاهی به مردم اسراییل عشق می‌ورزند، و گاهی به رویکرد کاستی‌گرایانه نتانیاهو «نه» می‌گویند و حمایت او را پس می‌زنند. شاید یکی از یقینی‌ترین برداشت‌هایی که از کمپین «من جین می‌پوشم» بتوان کرد این مشاهده است که زمانی که سونامی در شبکه‌های اجتماعی راه می‌افتد، کاربران به خلاقیت‌هایی دست می‌زنند که فارغ از جهت ِ نوک پیکان ِ کمپین، تماشایی و قابل توجه هستند.