آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ آبان ۱۳۹۲

سامان اقوامی

اجتماع


آخر هفته با خانواده


تجربه‌ای به نام ورک‌شاپ ادی اَدامز

اگر فکر می‌کنید در طول زندگی حرفه‌یی یک عکاس مستند-خبریِ جوان اتفاقی خاطره انگیز‌تر و به یاد ماندنی‌تر از «ورک‌ شاپ اِدی اَدامز» می‌تواند بیافتد، سخت در اشتباهید. بیست و شش سال است که گردن کلفت‌ترین عکاسان و دبیران عکس نشریات و خبرگزاری‌های معتبر، چهار روز از سال را صرف آموزش ۱۰۰عکاس جوان به دقت گزینش شده می‌کنند. بیست و شش سال است که عکاسان جوان از سراسر جهان برای شرکت در این ورک شاپ معتبر درخواست ‌می‌فرستند به امید راهیابی به مزرعهٔ ‌ واقع در روستای جفرسون‌ویل ایالت نیویورک و چهار روز آموزش و کار مداوم در کنار بهترین‌های عکاسی.
دو هفته پیش بیست و ششمین دوره این ورک شاپ برگزار شد و این بار من هم یکی از ۱۰۰ عکاس انتخاب شده بودم. چند روز پیش سوار بر اتوبوس با هیجانی که کمتر تجربه‌اش کرده بودم به منهتن نیویورک رفتم تا از آنجا به همراه دیگر عکاسان به سمت مزرعه عکاس فقید آمریکایی- ادی ادامز- حرکت کنیم. بی‌تردید یکی از لذت بخش‌ترین خاطرات این ورک شاپ، لحظه ورود به مزرعه برای اولین بار است؛ ده‌ها نفراز برگزار کنندگان و مدرسان هوراکشان و کف زنان به استقبال آمده‌اند و به پشتت می‌زنند که یعنی: خوش آمدی! و وقتی در بین به پیشواز آمده‌ها نیک اوت و جان وایت (هر دو برنده پولیتزر) را ببینی که برایت دست تکان می‌دهند و عکس و فیلمت را می‌‌گیرند تازه می‌فهمی که چند روز آینده را تا آخر عمرت فراموش نخواهی کرد.

1003721_10151955062448856_1705898919_n
سال ۱۹۸۸ بود که ادی اَدامز عکاس کاریزماتیکِ عکس اعدام یک ویت‌کنگ در سایگون، تصمیم گرفت با کمک دیگر دوستان عکاسش، ۱۰۰ عکاس جوان گزینش شده را در مزرعه شخصی‌اش میزبانی کند تا تجربیات چند دهه کار حرفه‌ییشان را به آنان منتقل کند… رایگان! ادامز می‌خواست این ورک‌شاپ آن چیزی باشد که خود در جوانی‌اش آرزوی تجربه کردنش را داشت: کارگاه فشرده‌ای که شرکت‌کنندگانش درکنار بهترین‌های فتوژورنالیسم عکس بگیرند و از سخنرانی‌ها و تجربیات آنان استفاده کنند. پس از درگذشت ادامز در سال ۲۰۰۴، همسرش آلیسا عهده دار روشن نگاه داشتن چراغ ورک‌شاپ شد. در میان صد‌ها ورک‌شاپی که در جهان برگزار می‌شود، ورک شاپ ادی ادامز همچنان متمایز‌ترین آنان است. از آنجایی که حق‌التدریس رایگان است تنها راه پذیرش هنرجو تایید شایستگی آنان توسط بیش از بیست دبیرعکس است و همین، شرکت در این ورک‌شاپ را تبدیل به مدال افتخاری می‌کند که به این سادگی‌ها از سینه کسی جدا نخواهد شد. از سال ۱۹۸۸ تاکنون ۲۶۰۰ عکاس جوان این مدال را بر سینه زده‌اند و فرصت همنشینی با بزرگ‌ترین عکاسان – به تبعیت از بهمن جلالی، سالهاست واژه پیش کسوت را برای هنرمندان به کار نمی‌برم – را به دست آورده‌اند که اگر نبود به لطف این ورک شاپ، سال‌ها باید می‌دویدند برای ملاقات با این تعداد عکاس و ادیتور نام‌آور.

1374977_10151955054632429_675545196_n
من (سامان) نفر چهارم از سمت راست در میان ده نفر شرکت کننده جوان این دوره

شاگردان کارگاه به ده تیم ده نفره تقسیم می‌شوند و هر تیم یک سرگروه، یک ادیتور، یک تهیه‌کننده و یک نفر فنی دارد. سرگروه‌های تیم‌ها همه از عکاسان به نام (گرگوری هایسلر، ادریس لطیف، رودریگو ابد و…) و ادیتور‌ها همه از شناخته شده‌ترین‌ها (پتریک ویتی مجله تایم، تیم رسموسن روزنامه دنوِر پست و الیزابت کریست نشنال جیوگرافیک و…) هستند. هر گروه روی یک تم یا موضوع کار می‌کند: موضوع‌هایی مثل خانواده، زنان، آب، ورزش، مهاجرت. تهیه کنندگان هر گروه برای شاگردان پروژه عکاسی مشخص می‌کنند که باید در طول دو روز در محدوده عکاسی شوند. پس از بازگشت از هر عکاسی وقت ادیت است، ادیت جانانه و بی‌رحمانه! باید آماده شنیدن نقد سرسختانه باشی. غرور کوچک‌ترین جایی در این ورک شاپ ندارد. اگر می‌خواهی تغییر کنی – این ترجیع بند آموزگاران کارگاه است- هرچه غرور داری را بیرون در بگذار و بیا تو. اینجا جاییست که باید حاضر باشی خرد شوی تا از نو ساخته شوی!

علاوه بر عکاسی و ادیت عکس و بی‌خوابی، شاگردانِ ورک شاپ روزانه در طویله بزرگِ تغییر کاربری داد شدهٔ مزرعه جمع می‌شوند تا شنونده و بیننده صحبت‌ها و کارهای عکاسان و ادیتور‌های بزرگ و تاثیرگذاری چون یوجین ریچاردز، گرد لودویگ باشند. نشستن پای صحبت غول‌های عکاسی و شنیدن داستان‌هایشان همیشه الهام‌بخش و انگیزه ساز است و به همین دلیل است که این سخنرانی‌هابخش مهمی از ورک‌شاپ را تشکیل می‌دهند و هیچ عذری برای شرکت نکردن در این جلسات پذیرفته نیست، حتی عکس گرفتن! برخی از سخنرانان پای ثابت‌اند و برخی دیگر مهمان‌|ِ گاه و بیگاه. بسیاری از آنان، خود زمانی شاگرد این ورک‌شاپ بوده‌اند و از هر فرصتی برای سر زدن به خانه دوم خود استفاده می‌کنند.

1374985_10151947396942429_836772781_n
نیک اوت نفر وسط در حال خوش آمد گویی به شرکت کنندگان

در پایان هر روز- که به نظر یک هفته می‌آیند از حجم کار- وقت «باشگاه یازده و سی دقیقه» می‌رسد. در ساعت ۱۱ و ۳۰ شب تمام ادیتور‌ها و عکاسان در سالنی جمع می‌شوند فقط و فقط برای یک کار: دیدن و نظر دادن بر نمونه کارهای شاگردان. با وقت قبلی می‌توانی با جیمز استرین نیویورک تایمز بنشینی و نصیحت‌های مهربانانه‌اش را بشنوی و نظر امثالِ تام کندی واشنگتن پست و جان مور از گتی ایمجز را درباره کار‌هایت بدانی و یا انتقادات تند ادریس لطیف رویترز را به جان بخری. این فرصت استثنایی باعث می‌شود علیرغم کم‌خوابی، تا ساعت‌ها پس از نیمه شب سالن دیدار‌ها پر هیاهو و شلوغ بماند. در همین سالن است که فرصت می‌کنی نظری به کار همکلاسی‌ها بندازی و متوجه شوی کجای این دنیای عکاسی ایستاده‌ای و حساب کار دستت بیاید.

در «ادی ادامز» کسی پولی نمی‌پردازد، کسی هم دستمزد نمی‌گیرد. هزینه‌های ورک‌شاپ را نیکون و دیگر حامیان تقبل می‌کنند. کار‌ها توسط داوطلبانی انجام می‌شود که خود بخشی از خانواده عکاسی هستند و بی‌هیچ مزدی کارهای ورک شاپ را – از چمن‌زنی و آشپزی و نظافت گرفته تا امور فنی و سرو غذا- روبه‌راه می‌کنند. (امسال مری الن گُلُن، دبیر عکس واشنگتن پست در آشپزخانه کمک می‌کرد و چیپ ماری عکاس باسابقه جنگ غذا در بشقاب‌هایمان می‌ریخت). بی‌جهت نیست چسبیدن کلمه «خانواده» به نام ورک‌شاپ: «خانواده ادی ادامز» و چه بجا. تنها در خانواده است که بی‌هیچ چشم‌داشتی بزرگ‌تر دست کوچک‌تر را می‌گیرد و بالا می‌کشد. سرش داد می‌کشد و ملامت می‌کند از روی دلسوزی. چه چیزی با ارزش‌تر از این می‌توان برای رشد خواست؟

سایت جایزه ادی آدامز
صفحه فیس بوک جایزه ادی آدامز