آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ مهر ۱۳۹۲

آرش بهمنش

بدون دسته بندی


عذرخواهی و بخشش، در جستجوی نقطه پایان خشونت


بیست و پنج سال بعد از کشتار زندانیان سیاسی در تابستان۱۳۶۷

669F1622-AC5E-4399-91BF-6694CB4917D2_w640_r1_s

«در حالی که قاتل پدرم منکر اعدام اوست و عده‌ای هم که به آن اعدام‌ها اعتراف می‌کنند٬ از کار خود پیشمان نیستند و آن را افتخار می‌دانند٬ چه چیز و چه کسی را ببخشم؟»

این سوالی است که بهاره٬ مطرح می‌کند. پدر بهاره٬ در حالی که حکم زندان ۶ ساله‌اش را می‌گذارند٬ همراه با هزاران زندانی سیاسی دیگر٬ در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شد. بهاره که آن زمان چهار سال داشت٬ مدتی بعد٬ از اعدام پدرش با خبر شد. خبری که برای ۶ ماه او را فلج کرد.
علاوه بر بهاره و برخی دیگر از بازمانده‌های زندانیان سیاسی٬ گروهی از روان‌شناسان نیز صحبت از بخشیدن را بی‌مورد می‌دانند. نورایمان قهاری٬ روان‌شناس در سخنرانی خود که در چهارمین گردهم آیی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی ایراد کرده بود٬ پیش شرط اعتراف و طلب بخشش را به عنوان ملزومات اولیه بخشش مطرح می‌کند:
«برای بخشش از جانب یک فرد، در ابتدا عذرخواهی از جانب فردی دیگر لازم است. عذرخواهی تمایل فرد و اعتراف او به پذیرش ارتکاب جرم است.» (قهاری٬ نورایمان؛ نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم)
خانم قهاری عذرخواهی را تمایل به تکرار نشدن واقعه می‌داند و می‌گوید: «در واقع، عذرخواهی اعلام داوطلبانه‌ای است برای قبول این اصل که هیچ بهانه، توضیح، یا دفاعی٬ جرم انجام گرفته را نمی‌تواند توجیه کند، و فرد مجرم هرگونه عقوبت اجتماعی، قانونی، یا هرپی آمد دیگری را که بخاطرعملی که انجام داده یا به او نسبت داده می‌شود، خواهد پذیرفت.» (قهاری؛ همان)
در مقابل٬ سمرتهرانی٬ روانشناس٬ تعریف متفاوتی از بخشش ارایه می‌دهد: «من٬ بخشش را در مورد فرد مقابل نمی‌بینم. نیازی ندارم که فرد خاطی بیاید و عذر خواهی کند. زمانی که به او اجازه این را ندهم که به من آسیبی برساند٬ او را بخشیده‌ام.»
در سوی دیگر٬ رضا کاظم زاده٬ روان شناس٬ هرچند عقیده دارد بخشش می‌تواند به عنوان مرحله‌ای از درمان فرد آسیب دیده از یک فاجعه تلقی شود٬اما تاکید می‌کند: «وقتی بخشش به صورت مستقل به عنوان راه حل بیان می‌شود٬ نقش دیگران٬ از مقصرین تا اکثریت مشاهده گر را در نظر نمی‌گیرد. سلامت روانی یک فرد تنها در گروی توانایی خودش برای بخشیدن یا توان متجاوز به حقوقش برای تقاضای بخشش نیست. همه ما که در کنار این افراد بودیم٬ نقش بزرگی داریم.»
آقای کاظم‌زاده از این نیز فرا‌تر می‌رود و معتقد است گرچه فضای جامعه برای شنیدن مشاهدات و رنج قربانیان خشونت در ایران٬ باز شده٬ اما هنوز شاهدان و ناظران٬ به صورت انتخابی به این مشاهدات گوش فرا می‌دهند: «قبل از آنکه متجاوز به حرف بیاید یا عذرخواهی کند٬ اکثریت ناظر جامعه باید تکان بخورد و حرف تمام قربانیان خشونت٬ از خشونت سیاسی٬ تا تبعیض مذهبی و … را بشنود.»

موضوع بخشیدن و نبخشیدن٬از زاویه‌ای غیر از روان‌شناسی نیز قابل بررسی است. شادی صدر٬ وکیل و فعال حقوق بشر٬ در سخنرانی خود در «یادمان قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷» در برلین٬ در نیمه سپتامبر ۲۰۱۳ میلادی٬ با برشمردن مراحلی که «جنبش دادخواهی» از سال ۶۷ تا کنون طی کرده است٬ تاکید می‌کند: «ما هنوز به مرحله‌ای نرسیدیم که به شعار بخشیدن یا نبخشیدن پاسخ دهیم. خیلی سوالات پیشینی داریم که هنوز به آن‌ها جواب نداده‌ایم.»
خانم تهرانی هم به این معتقد است که «بخشش» ٬ یک فرآیند است و به سادگی به دست نخواهد آمد. اما تاکید او برفردی بودن آن است: «فرد باید به خیلی سوال‌ها جواب بدهد یا با آن‌ها کنار بیاید و مسیر طولانی طی کند که به مرحله بخشش برسد. در این مرحله نیز او٬ تنها قدرت فرد مقابل را از او برای آسیب زدن به خودش گرفته است و همه چیز درباره خودش می‌شود.»
اما مراحلی که خانم صدر از آن‌ها صحبت می‌کند٬ کاملا جنبه حقوقی دارند٬ «افشاگری» ٬ «روشن کردن ماهیت حقوقی کشتار ۶۷» ٬ و «پاسخگو کردن» (به معنایی وسیع‌تر از محاکمه کردن) ٬ مراحلی است که به گفته این حقوق دان٬ «جنبش دادخواهی» تا کنون طی کرده است.
گرچه این فعال حقوق بشر نیز مانند آقای کاظم‌زاده از «مبارزه با فراموشی» به عنوان اقدامی یاد می‌کند که «همواره باید وجود داشته باشد» ٬ اما تاکید او بر ابعاد حقوقی موضوع و جمع آوری مستندات برای واداشتن عاملان و مقصران خشونت‌ها به «پاسخگویی» ‌ یا حتی «شرمنده کردن یا سرافکنده کردن» آن هاست.
خانم تهرانی نیز یادآوری می‌کند: «وقتی من تو را می‌بخشم٬ معنی‌اش بی‌نیازی تو به پاسخگویی در برابر قانون نیست.» او این موضوع را در پاسخ به کسانی مطرح می‌کند که قائلین به بخشیدن را منکر پاسخگویی قضایی مجرمان می‌دانند. او در ادامه باز هم فردی بودن بخشش را مطرح می‌کند: «پروسه بخشیدن، به بخشی از سوالات فرد آسیب دیده پاسخ می‌دهد.»
اما همچنان که خانم تهرانی٬ آقای کاظم‌زاده و اغلب روان‌شناسان و تراپیست‌ها معتقدند٬ تا زمانی که فرد آسیب دیده٬ نیازی به طی کردن مراحل درمانی حس نکند٬ نمی‌توان هیچ مرحله‌ای را برای او پیشنهاد کرد یا در نظر گرفت. در میان افرادی که قربانیان خشونت دهه‌های گذشته در ایران بوده اند٬ هستند افرادی که با روش‌های دیگری با مسایلی که بر آن‌ها گذشته روبرو می‌شوند.
شیلا٬ عضو یکی از سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی٬ که در سال‌های نوجوانی و جوانی چندبار زندان را تجربه کرده و بسیاری از دوستان خود را در زندان و بیرون از زندان از دست داده است٬ می‌گوید: «آرامش برای من٬ ادامه دادن مبارزه است. زمانی که مبارزه می‌کنم خوبم، اما لحظه‌ای که در حال زندگی عادی هستم٬ دلشوره و اضطراب دارم.» او به قول خودش٫ بیست و پنج سال است که با «آرزوی» رسیدن به دوستان‌اش روزگار خود را می‌گذراند.
شاید به همین دلیل است که خانم قهاری تاکید می‌کند: «بهبودی افراد و جامعۀ آسیب دیده تنها وقتی امکانپذیر است که زخم‌های گذشته التیام یابند. تاریخ نشان داده است که التیام مردم سرکوب شده بدون کشف حقیقت، عدالت کیفری برای سرکوبگران، جبران خسارت درحق بازماندگان و جانبدربردگان، و تضمین عدم تکرارجنایت علیه بشریت امکانپذیر نیست.» (قهاری٬ ه‌مان)
مراحل برشمرده از سوی خانم قهاری٬ بهبود جامعه آسیب دیده را در نظر می‌گیرد. در حالی که آقای کاظم‌زاده مسیر بهبودی فرد را ترسیم می‌کند: کنارگذاشتن «فراموشی انتخابی فاجعه٬ توجیه کردن یا پیش پا افتاده جلوه دادن آن» و در عوض٬ «به رسمیت شناختن فاجعه دردناک» اولین مرحله‌ای است که این روان‌شناس در مراحل درمانی ذکر می‌کند. «شناخت مقصر بیرونی» به جای «سرزنش خود» دومین مرحله و «بروز خشم واضح نسبت به مقصرین» درازای «منفعل شدن و پیدا کردن هویت قربانی» سومین مرحله‌ای است که او از آن نام می‌برد. به گفته او٬ برخی از کار‌شناسان بعد از این مرحله «بخشش» را به عنوان «مرحله‌ای از درمان» تجویز می‌کنند و گروهی نیز راه حل‌های جایگزین یا موازی مانند «توانایی شهادت دادن» را مطرح می‌کنند. از نظر کاظم زاده٬ «پیش پا افتاده جلوه دادن» از سوی جامعه و اطرافیان هم انجام می‌شود که به عقیده او باید برای «به رسمیت شناخته شدن» فاجعه از نظر جامعه تلاش کرد.
اما تلاش بسیاری از فعالان و بازماندگان آن حوادث٬ فارغ از آنکه با آن فاجعه کنار آمده باشند یا هنوز با تبعات آن در جنگ باشند٬ برای حل مشکلات خود با متخصصان در ارتباط باشند یا خود را بی‌نیاز از این کار بدانند٬ «دادخواهی» است.
به باور خانم تهرانی «مطرح شدن موضوع فاجعه٬ طرح سوال٬ جمع شدن خانواده‌ها و آسیب دیده‌ها در کنار هم و تشکیل دادگاه ها٬ هر چند بدون نتیجه قضایی» ٬ انتقام بازمانده‌ها از مقصران آن حوادث است که می‌تواند به جای «آسیب رساندن به دیگری به خاطر آسیب دیدن خود» ٬ از تداوم چرخه خشونت جلوگیری کند.
تعبیری که کاظم‌زاده در این باره به کار می‌برد٬ مخالفت با «خشونت سازمان دهی شده» از سوی هر گروه و دسته است. به عقیده او اگر امروز با رفتار خشونت آمیز جمهوری اسلامی با دگر اندیشان مخالفیم٬ تکرار این رفتار در برابر مسئولان آن فجایع به بهانه مجازات آن ها٬ توجیه پذیر نخواهد بود.
گرچه شاید موضوع بخشش٬ مورد توافق کار‌شناسان و آسیب دیدگان خشونت‌های سیاسی دهه‌های گذشته جمهوری اسلامی نباشد٬ اما رسیدن به توافق در مورد آنچه امروز این افراد به آن نیازمند اند٬ از «به رسمیت شناخته شدن» فاجعه توسط جامعه تا «مستندسازی» حوادث و اطلاعات مرتبطین با آن حادثه و یا بازتعریف انتقام و دادخواهی٬ می‌تواند به پیگیری هدفمند خواسته‌های بازماندگان و راهیابی به شرایطی که آرامش آسیب دیدگان و پاسخگویی آسیب زنندگان را در بر گیرد٬ کمک کننده باشد.
۱- نورایمان قهاری٬ سخنرانی٬ نه می‌بخشم٬ نه فراموش می‌کنم: عبارتی کلیدی در تضمین پیشروی به سوی بهبودی فرد و جامعه آسیب دیده ٬سپتامبر ۲۰۱۱ میلادی ٬ صفحه شخصی فیس بوک

HYPERLINK «https: //www. facebook. com/notes/nouriman-ghahary/نه-می-بخشیم-نه-فراموش-می-کنیم-عبارتی-کلیدی-در-تضمین-پیشروی-بسوی-بهبودی-فرد-و-جام/۲۴۷۳۸۰۴۲۸۶۳۲۳۶۶» https: //www. facebook. com/notes/nouriman-ghahary/نه-می-بخشیم-نه-فراموش-می-کنیم-عبارتی-کلیدی-در-تضمین-پیشروی-بسوی-بهبودی-فرد-و-جام/۲۴۷۳۸۰۴۲۸۶۳۲۳۶۶

۲- شادی صدر٬ گزارش سخنرانی٬ بنام و شرمنده کن٬ بنام و سرافکنده کن٬ سپتامبر ۲۰۱۳ میلادی٬ وبسایت رادیو فردا

HYPERLINK «http: //www. radiofarda. com/content/f۷-berlin-gathering-over-۱۹۸۸-mass-executions-in-iran/۲۵۱۰۶۸۷۳. html» http: //www. radiofarda. com/content/f۷-berlin-gathering-over-۱۹۸۸-mass-executions-in-iran/۲۵۱۰۶۸۷۳. html