آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۵ شهریور ۱۳۹۲

رضا طالبی

اجتماع


‎توپ بچه های محل را پاره نکن!


1209386_618158861568064_156566714_n

‎بچه بودیم، محله طغیان گل کوچکهای مارا نداشت، برای دروازه بان نشدن در تضاد گل زدن یا نزدن بودیم،همیشه دوست داشتیم جلو وجلو وجلو تر بدویم، این دوست نداشتنمان فرارتر از این هم میرفت، دوست نداشتیم غیر از بقال محله از کسی خرید کنیم، دوست نداشتیم به جز بچه سرتق همسایه با کسی ورق بازی و کارت خوانی انجام بدهیم، نذری مادر را برای مسجد محل دود میکردیم، و…..
‎اما بزرگ شدیم و کمی شهری تر، نه بقال محلی مانده است و نه علم کش لوتی محل, دروازه های زمینی خاکیمان را هم شهرداری جمع کرد, خانه ها بلند و بلندتر شد, مادرم برای خرید به فروشگاه زنجیره ای
‎می رفت, چادرش را سفت، نگاهش را خجل میکرد.ما به جای بازی و خاک خوردن پشت تلویزیون سروکله میشکستیم، قرمز یا آبی! قرمز یا آبی و فریادهای پدر خسته شده از کار!
‎امروز بازیست, بازی قرمز و آبی, بازی تو و او, بازی ای که همه شان را به ورزشگاه میکشاند،میزنند و میبرند و یوسف را میاندازند داخل چاه! شاید باید در روند این جملات کمی کمدی تر و طنزواره بنویسم ولیکن نه, اصلن تمام خطوط این پاراگراف را کتمان و سیر تفکر را تغییر می دهم!

‎ما دسته بندی شدیم من، تو, من تو، من،تو، به سرعت همین تایپ این چهار کاراکتر نزدیک هم کیبورد. باید جهانی بشوی ، بزرگ فکر کنی، بزرگ حرف بزنی، بزرگ نگاه کنی و بترکی! یا آبی یا قرمز, اصلن اگر حرفی هم شد, تیم ملی! تیم محله،روستا، شهر ،شهرستان، استان…..شاهنامه میخوانی؟  کسر شان دارد، اگر پارتی رفتی و از شما پرسیدن؟ ا…..آبی هستی یا قرمز؟ و شما جوابی نداشته باشی که بدهی…….چشمک زنان مورد الطاف تمسخری قرار میگیری!
‎یک راست سر اصل مطلب میروم، شاید تراکتور،پارسیلون، نفت و……اهمیت چندانی ندارند؟ البته برای شما؟ یا بنده حداقل ندیدم تو محلات بالا نشین تهران سر بازی تراکتور یا نفت آبادان تنازع بقا صورت بگیرد!
‎مثل اینکه شما بتوانید از فروشگاه شهروند سر خیابان نسیه بگیرید؟ نه! امکانش نیست! اصلن بحث سر همین هست! آقای عزیز اجازه بده, صحبت بنده همینه؟ چی چی؟ نژاد پرستی؟ توهین؟ نخیر قربان, حرف بنده این است, اگر توزیع عادلانه ثروت نیست, توزیع عادلانه عشق و محبت، توزیع عادلانه انسانیت، توزیع عادلانه  توجه هم نیست! بلی!
‎آبادان یا تبریز یا اهواز، ببینم؟ شما شهرهای محترم؟ آیا تماشاگر تهرانی هم دارید؟ ببخشید ،هوادار؟ نخیر که ندارید, شما اگر مهد فوتبال هم باشید، اگر غازتان هم تخم طلا بگذارد، باز هم عده ای هستند که برای پز و ادعا و رو کم کنی یا طرفدار پرسپولیسن یا استقلال، عده ای کع اصلن در عمرشان توی زمین خاکی با توپ پلاستیکی پنجر  ضربه آزاد نزدند!
‎عده ای که تراکتوری بودن با تحقیر و صنعت نفتی بودن را با تزویر و خودشان را با تنویر قوبل دارند! برادر من، روشنفکر من، اصلا من هیچ کاره، من یک لمپن که تو شبکه اجتماعی یواشکی عکس مادربزرگم را لایک میکنم، یعنی در همین حد و حدود عالیه!  نه پرسپولیسی بودن و نه استقلالی بودن افتخاره، مهم اینکه بدونی برای چی هستی و برای کی هستی؟  بچه آبادانی یک جوغیرت، یک کم دشاشه عرق کرده میخواهد که قدر آن همه پادردهای خالو عبدالله را بفهمی, بچه آذربایجانی، یک نمه عشق،یک کم سیبیل معرق از آفرین پسرم داد زدنهایت را میخواهم! اصلا بچه هر کجا هستی! خودت را نکش! بقالت را، تیمت را توپت را ، گدایت،حتی زنی که از خجالت نگاه اهل محل راه کج میکند،نکش!

‎جهانی شو ولیکن جهانی نباش! برای تمام شاخه گلهای باغچه مادربزرگ سلام بده، چه کوچک و په بزرگ،جان من، کلاس نگذار‫!‬ من هم بچه روستا م‫.‬ عاشق آن دماغ شکستنهای تیم روستای مجاور فی سبیل ام!
‎اگر دوست داری من را نه ، تیمت را اجازه بده بچه های محل هم تیمشان را تشویق کنند‫!‬ برایش گریه کنند و شادی‫.‬ شاید فلسفه برای توجیه این گلادیاتورهای دوست داشتنی رد بول لازم دارد!
‎بازهم میگویم من تراکتورم را دوست دارم تو هم…….یک من را من هم تورا وحدت توپ پلاستیکی است یا حرکت جوهری!