آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۹ شهریور ۱۳۹۲

تهمینه فرهت

اجتماع


انسان‌هایی زمینی


aghrab_0

“نگاهی به رمان “عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک” نوشته “حسین مرتضائیان آبکنار

در ادبیات جنگ یا دفاع مقدس، شاید متداول‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین تصویری که از رزمندگان جنگ دهه شصت در ذهن خواننده شکل می‌گیرد، نگاه تقدس‌گرایانه، مقاومت‌ها و رشادت‌های جنگجویانی‌ست که به هیچ عنوان واهمه‌ای از مرگ و زشتی‌های جنگ ندارند. بدین صورت که در چنین فضاهایی، تصویر به شهادت رسیدن قهرمانان و جنگجویان که معمولا مردانی باایمان و اهل دعا هستند بسیار قهرمان‌گونه و بر سر سجاده نماز است. از همین‌رو، کمتر اثری را می‌توان در این زمینه یافت که قهرمانانش، عکس‌العمل‌های واقع‌گرایانه‌تری نسبت به پدیده جنگ داشته باشند و برای مثال از جنگ و مرگ بترسند، یا رفتاری شبیه به انسان‌های عادی داشته باشند.
شاید این نخستین و اصلیترین ویژگی رمان «عقرب روی پله‌های اندیمشک» باشد. حسین آبکنار در این رمان، قالب‌های معمول و فراواقعی را شکسته و در واقع با استفاده از تکنیک آشنایی‌زدایی چهره دیگری از جنگ را به تصویر کشیده است که‌گاه با صحنه‌های دلخراش‌اش تصویر دیگری از جنگ را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند، آنچنان که خشونت جنگ در ذهن خواننده عریان می‌شود. به عبارت دیگر، قهرمانان رمان نه تنها به استقبال جنگ و دلاوری‌های آن نمی‌روند بلکه از آن می‌گریزند و به امید گرفتن برگهٔ ترخیصند. بی‌شک این مساله، یکی از اصلیترین دلایل توقیف رمان در وزارت ارشاد ایران است. در حقیقت، نوشتن از جنگ تبدیل به یک خط‌ قرمز شده و درگیر حاشیه‌هایی شده است که با اینکه هیچ ارتباطی به ادبیات ندارد اما دامن‌گیر آن نیز شده است، تا آنجا که آثار نوشته شده درباره جنگ باید از صافی تقدس‌گرایی عبور کنند تا با چارچوب دست‌کاری شده و بزک‌شده آنچه که جنگش می‌خوانند، جور در بیایند.
این رمان نخستین بار در سال ۱۳۸۵ و در دومین سال از ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد توسط نشر نی در ۸۵ صفحه منتشر شد، پس از آنکه مهم‌ترین جوایز ادبی در سال ۱۳۸۶ را از آن خود کرد، و با اینکه چاپ سومش آماده پخش بود ناگهان توقیف شد و وزارت ارشاد مجوزش را لغو کرد. حسین آبکنار، در یکی از مصاحبه‌هایش (در کتاب زمانه) در این‌باره چنین گفته:«راستش مدتی منتظر ماندم تا شاید با تلاش‌های ناشر، کتابم رفع توقیف بشود، اما نشد. بعد دیدم که همین‌طور دارد زمان می‌گذرد؛ یک سال؛ دو سال؛ سه سال. الان شش سال است که کتابم توقیف شده. در این مدت هیچ‌کدام از کتاب‌هایم در هیچ کتابفروشی‌ای پیدا نمی‌شد. حس خوبی نبود. هر چند کتابم به شکل کپی و افست زیرزمینی و با قیمتِ بالا، در خیابان انقلاب فروخته می‌شود.

مرتضاییان_آبکنار
اول به فکر افتادم که کتابم را به یکی از ناشرهای خارج از کشور بسپارم تا چاپ کنند. احساس می‌کردم راه دیگری ندارم. تمامِ راه‌های نشر در داخل ایران بسته بود. تا اینکه از نشر الکترونیکیِ ناکجا با من تماس گرفتند. دیدم امکان خوبی است. هر سه کتابم را به آن‌ها سپردم. وقتی نسخه‌های الکترونیکی و چاپیِ کتاب‌هایم را دیدم، احساس کردم کتاب‌هایم دوباره زنده شدند.»
تاثیر عجیب و عمیقی که خواندن «عقرب روی پله‌های اندیمشک» بر خواننده می‌گذارد، بی‌شک از آنجایی‌ست که خود نویسنده تک‌تک لحظه‌هایش را زندگی کرده و آنچنان که از تک‌تک جمله‌های کتاب برمی‌آید، آن‌ها را از صافی «وجودش» گذرانده، چنان که خود در جایی می‌گوید:«در زندگیِ ما‌گاه اتفاقاتِ به ظاهر کوچک تاثیر بزرگی می‌‎گذارند. تصور کنید اتفاق بزرگی مانند جنگ، چه تاثیری خواهد داشت. وقتی جنگ تمام شد، سال‎های زیادی در ذهنم با فضا‌ها و ماجرا‌ها و شخصیت‎های داستانی که می‌‎خواستم بنویسم و درست نمی‌‎دانستم چیست، درگیر بودم. نشانه‎هایش را در «داستان رحمان» و «تانک» و «کوچه شهید» می‌‎توانید ببینید. من اگر جزء به جزء، خط به خط، و صحنه به صحنه با این فضاهای تاریک و سیاه یکی نمی‌‎شدم نمی‌‎توانستم از پسِ نوشتن‎شان بربیایم، و نوشتنش هم یک سال و نیم طول نمی‌کشید.
دغدغه‎های بزرگِ سیاسی و اجتماعی و فلسفی و کلاً بشری هم، اگر فردی نشوند، اگر از منظر کوچکِ یک انسان به‌شان نگاه نشود، تبدیل به شعار می‌‎شوند. من در همه داستان‎هایم دغدغه‎های فردی خودم را دارم. این دغدغه‎ها معمولاً خیلی درگیر بازی‎های سخیفِ سیاسی و اعتراض‎های کور و عقیمِ اجتماعی و نق زدن‎های فلسفی نیست، اما پرداختن به آن‌ها از منظری دیگر است. از منظرِ کوچکِ فردِ من.»
روایت اصلی داستان از ذهن مرتضی می‌گذرد که خود درگیر ماجرای گرفتن برگه ترخیص‌اش است، شخصیت‌ها در «عقرب روی پله‌های اندیمشک»، انسان‌های خارق‌العاده و با خلق و خوی آسمانی نیستند بلکه مثل همه ما زمینی‌اند و حتی فارغ از امیال معنوی،‌گاه دچار انحرافات اخلاقی‌اند و به استیصال کشیده شده‌اند، ‌گاه در آرزوی دود سیگارند و‌گاه از مرگ و جنگ می‌گریزند.
آنچه که قابل توجه است تجربه خواندنِ «عقرب روی پله‌های اندیمشک» است که تاثیر عمیق و متفاوتی از آنچه در مورد جنگ تا کنون گفته شده در ذهن خواننده می‌گذارد که هر چند تلخ و جانگداز است اما بی‌شک تصویر تاثیرگذار و ماندگاری بر ناخودآگاه خواننده خواهد گذاشت.
پس از توقیف کتاب در ایران، انتشارات ناکجا در پاریس اقدام به انتشار آن کرد. کتاب تاکنون به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و فرانسه ترجمه شده، شما می‌توانید کتاب را از اینجا ببینید و تهیه کنید.