آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۹ شهریور ۱۳۹۲

شیده رضایی

فرهنگ


اندرحکایت شیر خوردن رستم دستان و پوکی استخوان


rostam
مشغول جستجوهای روزمره در سایت‌های خبری بودم، یادم نیست چهارشنبه بود یا پنجشنبه، که یک تیتر خبرگزاری ایسنا نظرم را جلب کرد؛ غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و رئیس بنیاد سعدی گفته بود که، گلستان سعدی برای فارسی زبانان مثل شیر مادر برای کودک است و اشاره کرده بود که کودکی که شیر مادر نخورده باشد، استخوان‌هایش پوک و ضعیف می‌شود.

ضرب المثل را نشنیده بودم و کنجکاو شدم؛ دنبال مثل یا حکمتی با این مضمون گشتم، حداقل اینکه جستجوی من ناموفق بود، در عوض تا دلتون بخواد درباره خوردن یا‌‌‌ همان آشامیدن شیر پاک و همبستگی آماری!!! خوردن چنین شیری در دوران کودکی با پرهیزگاری و تقیه نفس در بزرگسالی شرح و تفصیل وجود داشت. درباره تامین قوای جسمانی تنها یک اشاره مستقیم در شاهنامه پیدا کردم: به رستم همی داده ده دایه شیر که نیروی مرد است سرمایه شیر و یک اشاره غیرمستقیم در شعر زیبای مادر سروده ایرج میرزا، آنجا که می‌گوید: «در خلوت شام تیره من…. او بود فروغ آشیانم \\\ می‌داد ز شیر و شیره جان…. قوت من و قوت روان.»
ولی این اشارات کجا و پیشگیری از پوکی استخوان کجا، من هنوز نیاز به راهنمایی داشتم و دارم. حوزه ادبیات را به صاحب فن سپردم و گفتم حتما ایشان که رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، بهتر از من می‌داند و با تردید پذیرفتم که شاید چنین ضرب المثلی هم هست. اما اگر هست؛ و قاعدتا از سال‌ها پیش بوده، چرا حاوی پیام غلط یا حداقل نارسایی است. مگر نه آنکه ضرب المثل‌ها باید گنجینه حکمت باشند؟ بلافاصله سوال بعدی در ذهنم شکل گرفت؛ کجای علم پزشکی، تغذیه کودک با شیر مادر را عامل محافظت کننده در برابر پوکی استخوان دانسته است؟
در حوزه ضرب المثل کوتاه اومدم؛ آنجا من مشتری هستم نه صاحب نظر، ولی بخش دوم جمله یک اظهار نظر صریح پزشکی است که حتی اگر در ضرب المثل هست، در هر حال پایه و اساسش باید در واقعیت‌های علمی باشد که نیست و به نظر می‌رسد فرهنگستان باید نقش فعالی در تصحیح باورهای غلط به عهده بگیرد، نه اینکه آن را دامن بزند.
پس رفتم سر خونه اصلی‌ام و شروع به جستجو در مقاله‌ها و کتاب‌های مرجع پزشکی کردم. توضیح کوتاهی را لازم می‌دانم که من از مدرسین فراخوان ترویج تغذیه با شیر مادر ایران (سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵) بودم و همیشه لوح و تقدیرهای بی‌شماری که وزارت بهداشت برای تدریس و برگزاری دوره‌های آموزشی شیر مادر برای پزشکان و کارکنان بهداشتی، به من اهدا کرده است، بخش بزرگی از افتخارات حرفه ای‌ام به شمار می‌آورم.
در سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، ایران تنها مرکز بین منطقه‌ای تحقیقات و آموزش شیر مادر محسوب می‌شد و وزارت بهداشت تغذیه با شیر مادر را از اولویت‌های اول برنامه‌های خود قرار داده بود. طی آن سال‌ها آمار ۱۲ درصدی ایران تغذیه انحصاری با شیر مادر در ۶ ماه اول زندگی به ۵۰ درصد افزایش داده شد. و این حاصل تلاش‌های همه ما در آن دوران است. تلخ است که بگویم؛ در سال‌های بعد، پیگیری نامناسب وعدم ارائه گزارش کار به سازمان بهداشت جهانی، ایران را از رده کشورهای فعال ترویج تغذیه با شیر مادر در حوزه مدیترانه شرقی حذف می‌کند.
این تلاش‌ها در راستای برنامه جهانی یونیسف برای تدوین و اجرای «استراتژی رشد و بقای کودک» بود. تلاش‌هایی که به صدور اعلامیه اینوچیتی را برای حفظ، حمایت و ترویج تغذیه با شیر مادر تصویب منجر شد.
همه این بحر طویل را از آن جهت گفتم که اعتقاد بی‌خدشه خود را به ابعاد گسترده مزایای شیرمادر و اهمیت آن در رشد، سلامت، بقاء و تکامل کودک و همچنین نقش موثر آن در پیشگیری از بیماری‌های دوران کودکی و بیماری‌های مزمن دوران بزرگسالی به رخ جناب حداد عادل بکشم.
بر اساس شواهد علمی ثابت شده؛ مادری که به کودک خود شیر می‌دهد از ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها در دوران شیردهی و پس از آن مصون است. اما به پیر و به پیغمبر قسم؛ هیچ کدام از این بیماری‌های پیشگیری شده؛ پوکی استخوان کودکی که از بدو تولد تا ۶ ماهگی شیر مادر می‌خورد، نیست. همه مدرسین کلاس‌های بازآموزی ترویج تغذیه با شیر مادر، از کتاب‌ها، جزوات، جلسات تدریس و منابع ارزشمند علمی که توسط وزارت بهداشت در اختیارشان گذاشته شد به یاد دارند، تنها ملاحظه مطرح (بخوانید نگرانی) برای کودکی که شیر مادر می‌خورد، خطر ابتلا به کم خونی در ۳ ماهگی و نرمی استخوان در ۶ ماهگی است. این نگرانی‌ها با تجویز قطره آهن و ویتامین D به عنوان مکمل‌های مغذی برطرف خواهد شد. اما چرا وسط این همه مزیت درست به‌‌‌ همان چسبیدید که احتمال دارد معیوب هم باشد. دلیل آن به نظر فرهنگ همه فن حریفی می‌آید. ما از آقای دکتر حداد عادل به گوش جان می‌پذیریم که؛ «گلستان سعدی به زبانِ فارسی زبانان قوت و استواری می‌بخشد.» ولی ایشان هم لطف کنند نه ازمن؛ بلکه از منابعی که لیست جستجوی اینترنتیشان را در انتهای این مقاله قرار داده‌ام بپذیرند، که هنوزهیچ فرضیه پژوهشی، در یک کارآزمایی بالینی که طبق استانداردهای بر‌تر علمی بر روی دو گروه که به صورت تصادفی و کنترل شده مورد آزمون و تحلیل آماری قرار گرفته باشد، ادعای ضرب المثل ایشان را تایید یا تکذیب نکرده است. خلاصه مطلب اینکه؛ «ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم، یا جام باده یا قصه کوتاه» و جام باده ما اینجا، جز با نتایج پژوهشی لبالب نخواهد شد.