آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۶ مرداد ۱۳۹۲

علی چکاو

سیاست


شرجی درد


علی چکاو شاعر ، نقاش و عکاس، بعد از انتخابات هزار و سیصد و هشتاد و هشت مجبور به ترک کشور شد و هم اینک در کلن آلمان ساکن است. چکاو در منظومه « شرجی درد » که در سالگرد انتخابات ۸۸ سرود شرحی تلخ اما واقعی از روزهای انتخابات می دهد. شعر او را می توانید در لینک زیر با صدای شاعر بشنوید:

تمام شهر
شسته شده
تمام خیابان ها
خون ها
شسته شده
تمام دود ها
روزنامه ها
شسته شده

اینجا تهران است
خرداد یک هزار وهزار و یک خون ریخته شده
تهران
شهر بی دریای من و
رود خونابه های خشکیده برخاک
شرجی درد را
از پس نسل ها می توان شنید
قاب عکس هایی
با روبان های سیاه مورب
که جای پدران را
به پسرانش می دهد
وانتظار
لای چروک پیشانی مادران
پیر می شود
هر کجای این خاک
قدم برمی دارم
گوری دسته جمعی خفته است
و سفره های خون بر پاست
که این سان
نوار های زرد خطر
دور هر گودال می کشند
اینجا ایران است
با دست هایی نامرئی
که شبانه جسد ها را دفن می کند
چشم هایی نامرئی
که خانه ها را نشانه گذاری می کند
گوش هایی نا مرئی
که هر صدایی را بی صدا می کند

چقدر حس عجیبی ست
وقتی که با قاتلت
پیش از وقوع حادثه
چشم در چشم می شوی
…..
اینجا ایران است
من می ترسم
از این دهان بد بو
که مدام زمزمه می کند
همه چیز در شرایط عادی ست
از مجری رادیو
که هر صبح
با لحن یک بازجو می گوید:
صبح بخیر

اینجا ایران است
اینجا جنازه ها وجنایت ها
خشم ها و خنجرها
گلوله ها و گور ها
زنجیر ها و زخم ها
رنج ها و رنگ ها
واقعی ست
سالی ازآمیزش خرداد و خون
که فرزندانش
در خیابان ها و زندان ها زاده شدند