آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۶ مرداد ۱۳۹۲

حسن سربخشیان

بدون دسته بندی


احمدی نژاد در کافه پیانو


FARHAD JAFARI 2
گفتگوی تابلو با فرهاد جعفری

فرهاد جعفری، نویسنده یکی از پر فروش‌ترین رمان‌های ایرانی طی سال‌های اخیر است. کافه‌پیانو، اولین و تنها کتابی که تا کنون از او منتشر شده به چاپ سی‌ونهم رسید. دو سال پس از انتشار کتاب و در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، وقتی آقای جعفری پرچم حمایت همه‌جانبه از محمود احمدی‌نژاد را برافراشت، بسیاری از خواننده‌های او کتاب را به نشر چشمه بازگرداندند. با این وجود او هرگز عقب‌نشینی نکرد و در گفت‌وگو با رسانه‌ها محمود احمدی‌نژاد را اسب تروای جمهور مردم ایران دانست.

مصاحبه با فرهاد جعفری را در پایان دوران ریاست‌جمهوری «اسب تروای جمهوریت» پیش رو دارید:

بزرگ‌ترین دست‌آورد و موفقیت محمود احمدی‌نژاد از نظر شما چیست؟
ایشان در بسیاری زمینه‌ها موفق بود و کارهای بسیار بزرگی کرد که تا پیش از آن در جمهوری اسلامی شجاعتی برای این قبیل کار‌ها وجود نداشت. بزرگ‌ترین کاری که به گمان من کرد این بود که ادبیات سیاسی نظم حاکم، یعنی ادبیات سیاسی اسلامی را به چالش کشید و ادبیات سیاسی جدیدی انتخاب کرد که مبتنی بر آن ادبیات سیاسی قهر‌آمیز که جامعه ایرانی را طبقه‌بندی می‌کرد، نبود. صحیفه آیت‌الله خمینی را بخوانید، به ویژه آن قسمتی که متعلق به بعد از انقلاب اسلامی است، اگر با کلماتی مثل مهر، محبت، نیکی، احسان، خوش‌برخورد بودن، پوشاندن عیوب دیگران، بخشش، مدارا، تساهل و تسامح برخوردید به من هم خبر بدهید. اما ادبیات سیاسی آقای احمدی‌نژاد در هشت سال گذشته مبتنی بر این واژه‌ها بود.

به نظر شما در بدنه جامعه چه‌قدر طرفدار ایشان مانده‌اند؟
آمار مستندی ندارم از جامعه ایرانی که در سال ۱۳۸۸ به ایشان رای دادند و هنوز بر سر را‌یشان هستند، ندارم اما اخیراً مواردی دیده‌ام از اظهار محبت گروه‌ها و اشخاصی به نفع ایشان که اصلا تصور نمی‌کردم.

مثلا چه‌ گروه‌هایی؟
یکی از مهم‌ترینشان معلمان هستند. مطلع شدم که بعضی‌ها به رغم این‌که در یکی‌، دو سال اخیر به نفع ایشان موضع‌گیری نداشتند، اخیرا موضع‌گیری‌های مثبتی داشتند.

یعنی فکر می‌کنید مشکلات معیشتی که در این چند ماه اخیر بی‌سابقه است و نهاد‌ها و کار‌شناسان وابسته به حکومت هم آن‌ها را تایید می‌کنند در کاهش محبوبیت رئیس‌ جمهور سابق اثری نداشته؟

فکر می‌کنم در حقیقت این‌طور نیست که مردم بسیار به سختی افتاده باشند، آن چیزی که جامعه ایرانی را آزار می‌دهد، شکاف طبقاتی شدیدی است که بین گروه‌های درآمدی وجود دارد و به‌‌ همان میزان که هزینه‌هاشان افزایش پیدا کرده، درآمدشان هم افزایش یافته است.

اما آمارهایی که نمایندگان مجلس یا حتی بانک مرکزی ارائه می‌دهد از افزایش بی‌سابقه نقدینگی و تورم کمرشکن حکایت دارد.؟
کافی است که یک شب به رستوران‌ شاندیز مشهد بروید، صندلی خالی پیدا نمی‌کنید. برای یک چلوکباب ۳۵ هزار تومان و برای یک برنج و ماهیچه ۶۰ هزار تومان می‌‍پردازند. جامعه ایرانی به‌طور تاریخی جامعه نق‌زنی بوده و همیشه نق می‌زده در حالی‌که برخوردار هم بوده؛ مشکلات جامعه ایرانی به نظرم مادی نیست، بیشتر اجتماعی است، آزادی‌های اجتماعی را که حقشان است داشته باشند، جامعه ایرانی مشکل چندانی نخواهد داشت. در ۳۵ سال گذشته نظم ایدئولوژیکی حاکم بوده که این آزادی‌ها را از آن‌ها دریغ کرده است.

وضعیت نشر هم علیرغم انتقاد گروه قابل توجهی از نویسندگان به خوبی اقتصاد است؟
ناف جریان روشنفکری ما را با جریان ‍چپ‌گرایی بریده‌اند، این که همیشه نسبت به هر حاکمی در حوزه انتقاد قرار بگیرد. ما هیچ وقت روشنفکری راست و لیبرال در کشورمان نداشتیم که به جای قرار گرفتن در موضع انتقاد، در موضع مسالمت و پیش بردن آزادی‌های خودش و دیگران باشد و قدردان لحظاتی باشد که یک سری آزادی‌ها به او داده می‌شود. من فکر می‌کنم یکی از استثناهایی بودم که اگر میزان آزادی افزایش پیدا کرده قدردانی کرده‌ام و انتقادی نداشته‌ام.. این باعث می‌شود بگویم –دست کم درباره خودم می‌توانم قضاوت کنم- میزان آزدی‌های سیاسی من در هشت سال گذشته در حد نجومی افزایش یافته و به دیگران هم کاری ندارم. یک مورد همین که بی‌بی‌سی مرا دعوت می‌کند، می‌روم به ترکیه مصاحبه می‌کنم و بر می‌گردم به کشورم و کمترین مشکل و اعتراضی به وجود نمی‌آید و حتی تذکر شفاهی به من داده نمی‌شود.

یعنی اگر یک پناهنده سیاسی برگردد ایران اوضاع آنقدر خوب است که مانند شما با او برخورد شود؟
به موضع آن شخص بستگی دارد. اگر از او انصاف و مروت و عدالتی دیده باشند بله او هم جایگاه خواهد داشت.

FARHAD JAFARI
شما گفتید آمدید ترکیه و با بی‌بی‌سی مصاحبه کردید و برگشتید و مشکلی هم برایتان پیش نیامد. اشاره من به این است که سطح و شیوه برخوردهای قضایی با افراد مختلف، متفاوت است. عدالت در برابر همه، به یک شکل پیاده نمی‌شود!
شما را به یکی از مطالب آقای سعید مدنی در مجله ایران فردا که ۱۲، ۱۳ سال پیش منتشر شد ارجاع می‌دهد. به رغم اینکه با جریان ملی-مذهبی هیچ نسبتی ندارم و به همین میزان که از اسلام سیاسی آقایان منزجرم، از اسلام آن‌ها ‌هم منزجرم، ولی این مطلب عالی است. درباره اینکه فرقه‌هایی مثل مجاهدین خلق و انصار حزب‌الله وقتی یکی از اعضای خودشان تمایل پیدا می‌کند که از فرقه خارج شود یا مواضعی می‌گیرد که ضد مواضع فرقه است با او به شدت و با نحو به مراتب شدیدتری نسبت به کسی که به این فرقه وارد نشده و به آن منتقد است، برخورد می‌کند.

اما پیمان عارف به خاطر اهانت به آقای احمدی‌نژاد شلاق خورد و این قابل انکار نیست؟
ناشی از شکایت آقای احمدی‌نژاد؟ شخص احمدی‌نژاد شکایت کرد؟

دادستان شکایت کرد.
خب این چه ربطی به احمدی‌نژاد پیدا می‌کند؟

آقای احمدی‌نژاد که شخصیت معمولی نبود. همان‌طور که برای آزاد شدن رئیس روزنامه دولت که آن هم با شکایت دادستان دستگیر شده بود تلاش کرد، می‌توانست برای آزادی یا تغییر حکم این دانشجو یا افراد دیگری که به اتهام اهانت به رئیس‌جمهور حکم گرفته بودند، اقدام کند؟
انتقادتان بسیار درست است. انتقاد اصلی من به آقای احمدی‌نژاد هم همین است که در این هشت سال نکوشید که به طبقه متوسط نزدیک شود و مواضعی بگیرد که نشان‌دهنده حسن‌نیت او نسبت به طبقه متوسط باشد. اما من تا حدودی به او حق می‌دهم. یعنی معتقدم این بی‌توجهی به طبقه متوسط مشکل از حجم برخوردهای بسیار زشت و توهین‌آمیز و به شدت غیراخلاقی بود که به‌ویژه بعد از سال ۸۸ نسبت به او نشان دادند. عکس کدام‌یک از روسای جمهور قبلی را به شکل میمون روی جلد مجله چاپ کردند؟ پسر آقای خزعلی او را زنازاده خواند و بسیاری تعابیر زشت که جریان منتقد علیه او به کار برد.

فکر نمی‌کنید نقطه شروع این داستان خود آقای احمدی‌نژاد بود، وقتی که معترضان را خس و خاشاک نامید؟
شما که روزنامه‌نگارید چرا؟ اصل جمله آقای احمدی‌نژاد در اینترنت موجود است، سرچ کنید. عین جمله ایشان این است: «کلیه رای‌دهندگان چه آن‌ها که به من رای دادند و چه آن‌ها که به رقیب من رای دادند، همه عزیز و محترم‌اند. حساب این چهار تا خس و خاشاکی که در خیابان‌ها هستند از بقیه ملت جداست.» آن هم تازه قبل از این ماجرا‌ها بود و منظور ایشان از آن چهار خس و خاشاک کل مردم و کل معترضان نبود. کسانی بود که از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی داشتند برای اینکه در آن روز‌ها به هر قیمتی شده احمدی‌نژاد را به کمک منتقدان و نیروهای ا‍پوزیسیون تخریب کنند و از مسند ریاست‌جمهوری پایین بکشند. که بخشی از این اپوزیسیون هم فریب این ماجرا را خورد و فکر کرد که در وضعیت پیش آمده می‌تواند با کل حاکمیت تسویه حساب کند. اما بعد از چند روز که فهمید که نه، هدف جریان چپ مذهبی عوام‌فریب ۲۶ سال نخست حاکمیت جمهوری اسلامی فقط احمدی‌نژاد است، خودش را کنار کشید و بیچارگی آقایان از آنجا شروع شد. من هشت سال سخنرانی‌های آقای احمدی‌نژاد را مو به مو و کلمه به کلمه خوانده‌ام. ایشان در این هشت سال حتی یکبار مردم کشورش را به خودی-غیرخودی، انقلابی-ضدانقلاب، دین‌دار-بی‌دین، ارزشی-غیرارزشی طبقه‌بندی نکرد.

یعنی شما آقای احمدی‌نژاد را خارج از تفکر حاکم و گروهی می‌دانید که قدرت را در جمهوری اسلامی به دست دارد؟
بله. حالا ممکن است جریان دیگری باشد و ایشان به آن جریان یا فرقه متصل باشد. این را نمی‌دانم. اما به‌طور طبیعی با جریان سنتی در جمهوری اسلامی نسبتی نداشت.

file_2_51
شما پیش از این گفته اید که هویت و ملیت ایران در دوره آقای احمدی‌نژاد احیا شد، کدام‌یک از نمادهای ملی به نظر شما احیا شد؟
تا پیش از دوران آقای احمدی‌نژاد اسلام سیاسی که روحانیت آن را نمایندگی می‌کرد، به نمادهای ملی ما از جمله به پرچم ملی کشور کمترین توجهی نداشت. نه تنها آن چنان که باید احترام نمی‌گذاشت، که نسبت به آن بی‌احترامی‌ هم می‌کرد و قدر و قیمتش را نمی‌دانست یا حتی تعمد داشت که قدر و قیمتش را کاهش دهد. ایده اینترناسیونالیسم اسلامی که اوایل انقلاب رواج یافت و اسلام سیاسی مبلغ آن بود، هر نمادی را که به ملیت مربوط می‌شد اسلام‌ستیزی معنی‌ می‌کرد و برای تضعیف و سرکوب و تحقیرش تلاش می‌کرد. پرچم هم از جمله آن نماد‌ها است، همین‌طور اسامی ایرانی که تا مدت‌ها ممنوع بود. تفکر مبتنی بر اسلام سیاسی مانع رشد و پیشرفت اشخاصی بود که اسامی ایرانی داشتند. روال کاری اسلام سیاسی در دوران آقای احمدی‌نژاد به تدریج کم‌رنگ شد. برای اولین بار در این دوره وزرایی داریم که نامشان فرهاد و کامران و کیومرث و خشایار است. پیش از آن حتی یک مورد نمی‌توانید سراغ کنید که کسی با این اسامی به سمتی رسیده باشد.

اما در اعتراض‌های بعد از انتخابات، در شعار‌ها می‌شنیدیم که بخشی از مردم از رهبران اعتراض به نتیجه انتخابات می‌خواستند که پرچم ایران را از احمدی‌نژاد پس بگیرند، می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که گروهی از مردم بودند که محمود احمدی‌نژاد را نماد ایرانیت و ملیت خود نمی‌دانستند؟
استناد به این شعار به این معنا است که معترضان بعد از انتخابات ۸۸ را نماینده همه جامعه ایران بدانیم اما انتخابات نشان داد که این‌طور نبود و آقای احمدی‌نژاد رای گروه کثیری از مردم ایران را به خود اختصاص داده‌بود.

بر چه‌ اساسی این‌طور نتیجه‌گیری می‌کنید؟
نشانه‌های آن بسیار است از جمله این که آن‌ اعتراض‌ها در شهر تهران، آن هم در شمال شهر و بالا‌تر از خیابان ولی‌عصر در جریان بود. یکی، ‌دو بار هم که آمدند به میدان بهارستان و خواستند طبقات فرودست را هم به سمت خود بکشانند، هیچ واکنشی از سمت جنوب شهر ندیدند. در بسیاری از شهر‌ها هیچ‌گونه اعتراضی صورت نگرفت. در استان‌هایی مثل کردستان که میزان مخالفت با نظم حاکم بیشتر از هر جای دیگری است، یا در آذربایجان کمترین اعتراضی صورت نگرفت و این نشان می‌داد که رای مردم در آن بخش‌ها خوانده شده است. عده‌ای در شهر تهران که البته جمع کمی نبودند، حدود سه میلیون نفر بودند، مبتنی بر تصویری که برایشان ساخته شده بود به نظرشان رسید که کل جامعه ایرانی دچار چنین احساسی است و به آقای احمدی‌نژاد رای نداده است. می‌خواهم بگویم همه آن‌ها که شعار می‌دادند، لزوما همه جامعه ایرانی را نمایندگی نمی‌کردند که بخواهید مستند به آن این سوال را مطرح کنید.

امیدوار هستید که آقای احمدی‌نژاد به عرصه سیاسی جمهوری اسلامی باز گردد؟
من فکر می‌کنم نمی‌رود که بخواهد برگردد. هر چه از انتخابات اخیر می‌گذرد، جناح چپ اسلام سیاسی و مبلغان اسلام منحط سیاسی بیشتر متوجه می‌شوند که آقای روحانی این گروه را نمایندگی نمی‌کند. خصوصیت آقای احمدی‌نژاد را یک بار یکی از دوستان در یکی از همین مناظره‌ها بیان کرد، فکر می‌کنم آقای علیرضا نامورحقیقی بود که تعریف کرد زمانی در انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت تصمیم می‌گیرند ایشان را که موسس انجمن اسلامی بود، کنار بگذارند و ایشان مخالفت می‌کنند آنچنان که مجبور می‌شوند آقای احمدی‌نژاد را با صندلی از دفتر انجمن بیرون بگذارند. می‌خواهم بگویم احمدی‌نژاد کسی نیست که به این سادگی‌ها زمین بازی را واگذار کند و به نظر نمی‌رسد که کلاً از میدان بازی خارج شود که باز بخواهد بازگردد.

همچنان حامی آقای احمدی‌نژاد باقی می‌مانید؟
من طرفدار آقای احمدی‌نژاد نبودم و نیستم. نمی‌توانم باشم. یکی که او در جهان اسلام به دنیا آمده و با منی که از روز اول خودم را یک سکولار دموکرات می‌دانم، نسبتی ندارد. من چه‌طور می‌توانم هوادار او باشم؟ من کسی بودم که با دلایلی که داشتم و همه آن‌ها ماهیت سکولار و لیبرال دموکرات دارند و مبتنی بر اقتصاد بازار آزاد هستند، به او رای دادم. و در طول چهار سال گذشته از رایی که دادم به شدت دفاع کردم و بعد از این هم اگر لازم شد دفاع می‌کنم.