آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ تیر ۱۳۹۲

سوده راد

سیاست


وزارتخانه زنان و زنان وزیر


در حالی که کمتر از یک ماه به آغاز کار دولت جدید با ریاست حسن روحانی باقی مانده است، بازار گمانه‌زنی‌ها برای ساختار کابینه همچنان داغ است و نام مردان اهل سیاست برای پست‌های مختلف بر سر زبانهاست. هرچند در برنامه های اولیه دولت که به دولت « تدبیر و امید» مشهور شده، نامی از وزارت زنان نبود اما آقای روحانی در مناظره‌های تلویزیونی و هم باتأیید مشاورانش در طول رقابت‌های انتخاباتی قول داد این وزارت‌خانه جدید را برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی تاسیس کند. این روز‌ها بحث و گفتگو بر سر تأسیس وزارت زنان، بحثی داغ در میان فعالان حقوق زنان است. با منصوره شجاعی و آسیه امینی، فعالان حقوق زنان، آزاده کیان استاد مطالعات جنسیتی در دانشگاه و جواد اکبرین دین‌پژوه و تحلیل‌گر سیاسی به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم و از آن‌ها پرسیده‌ایم وزارت زنان در کابینه‌ آینده چه فوایدی دارد و حضور زنان در دولت چقدر می‌تواند موثر باشد؟
00345-02-mansoure-shojaee
منصوره شجاعی، فعال برابری جنسیتی می‌گوید: «اگر در جامعه‌ای زنان و جنبش زنان حضوری فعال نداشته باشد و زیرساخت‌های مدنی محکم نباشد و وزارت زنان نتواند مطالبات زنان را نمایندگی کند، وجود چنین ساختاری پوشالی و بی‌اهمیت خواهد بود. وزارت‌خانه‌ها یا نهادهای دولتی که با تاکید بر مسائل زنان تشکیل می‌شود، تنها زمانی مفهوم پیدا کرده و می‌تواند بازوی حمایتی برای جنبش زنان باشد که اولاً جنبش زنان و ساختار مدنی وجود داشته باشد که مطالباتش را مطرح کرده باشد و دوما این مطالبات در جامعه جاری شده باشد.
برای پیشبرد مطالبات برابری‌خواهانه ما با سه جریان روبرو هستیم:‌ جنبش زنان، جریان توده‌های عادی مردم که بر اساس نیازهای روزمره می‌دانند مطالباتشان چیست و بخش دیگر، حاکمیت و نهادهای وابسته هستند که اتفاقا بواسطه ائتلاف‌هایی که قبلاً شکل گرفته و زیرساخت‌های مدنی که قبلاً در جامعه وجود داشته از این مطالبات مطلع شده‌اند. حالا برای مثال اگر کسی مثل خانم الهه کولایی وارد وزارت زنان شود، کسی وارد ساختار دولت می‌شود که به مسائل زنان ناآشنا نیست و می‌تواند این مطالبات را نمایندگی کند. اما کسی مثل خانم مرضیه وحید دستجردی که سابقه وزارت بهداشت هم دارد کدام بخش از مطالبات حقوقی زنان را نمایندگی می‌کند؟ صرف اینکه یک نهاد ویژه زنان وجود داشته باشد یا نهاد زنانه‌ای که زنان اداره‌اش بکنند تأسیس شود، ‌ نمی‌تواند برای ما ایده‌آل باشد. موضوع اینست که این نهاد‌ها چقدر مطالبات ما و مطالبات زنان را نمایندگی می‌کنند.»
arton8190
آسیه امینی، فعال برابری خواه و جنبش زنان معتقد است: ‌»وزارت زنان می‌تواند هم خیلی کار‌ها را بکند و هم خیلی کار‌ها را نکند. ما می‌توانیم یک فهرست ازکارهای اجرایی و تأثیرگذاری بر روند قانون‌گذاری و یا حتی تأثیرگذار بر روند دادرسی و یا مسائلی که به دو قوه دیگر مربوط می‌شوند، ولی قوه مجریه می‌تواند برآن‌ها تأثیر بگذارد، تهیه کنیم. ولی مسأله اصلی این است که آیا این دولت می‌خواهد بر روند برابری‌جویانه و برابری‌پویانه حقوق زن و مرد تأثیرگذار باشد یا نه؟»
او ادامه می‌دهد: «آخرین چیزی که راجع به نقش زنان در جامعه شنیدیم پیام مستقیم رهبر بوده مبنی بر اینکه وزارت و مدیریت زنان افتخار ندارد و لزومی ندارد که زن‌ها وارد کار اجرایی بشوند. بنابراین چالش برابری زنان و مردان تنها چالش ما با یک دولت نیست، چالش درون حکومت هم هست. اگر دولت بخواهد یک مرکز یا نهاد ویژه زنان را ایجاد بکند و یا یک وزارت زنان تأسیس کند تا قدرت چانه‌زنی‌اش را در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس بالا ببرد، منوط به این است که اولا دولت اراده‌ای برای پیش بردن وجوه مثبت این قضیه داشته باشد و دوم این‌که توان روبرو شدن با دو چالش درون ساختار حکومت و رهبر و از سویی دیگر چالش‌های بیرون از آن را داشته باشد.»

e062297bf8d576709f6091c0cad4511d-300x411
سرکار خانم وزیر؟
محمد جواد اکبرین درمورد حضور زنان در کابینه می‌گوید:«از تأکید بر تاسیس وزارت زنان در کابینه آینده هم معنایى خوب مى توان فهمید هم بد! معناى بدش این است که حتى مدافعان حقوق زنان هم به تفکیک جنسیتى قائل‌اند؛ اینکه اول حضور یک زن در کابینه را اصل بدانیم و بعد بپردازیم به اینکه توانایى‌اش را دارد یا نه، خود نوعى عدمِ التزام به برابرى جنسیتى است. باید نخست پرسید وقتى زنان کشور ما تا کنون حتی فرصتِ فرماندارى و استاندارى را نیافته‌اند آیا آمادگى و تجربه کافى براى وزارت دارند؟ مى توان به جاى پیگیرىِ حضور نمادینِ یک زن در کابینه، از دولت خواست به برابرى جنسیتى در سراسر مناصب کشور پاى بند باشد و لیاقتِ فرماندارى و استاندارى و مدیر کلّى و سایر امور را در میان زنانِ توانمند هم جستجو کند نه اینکه یک زن را به عنوان وزیر بگذارد تا دل بیش از نیمى از جامعه مثلا خوش باشد که ما دولت متمدنى هستیم، بعد در سراسر کشور حتى یک زن هم به مدیریت ارشد دولتى نرسد. بنا برهمین نگاهِ معیوبِ نمادین، هم دولت محمود احمدى‌نژاد وزیر زن داشت هم در مجلسِ اصولگرایان چند نماینده زن بود؛ اما آسیبى که همین زنان به حقوق زنان رساندند از دولت و مجلسى با «جهان بینىِ زن ستیزانه» کمتر نبود.
اما چنین سختگیر و «ظریف اندیش» اگر نباشیم‌‌ همان حضورِ نمادین هم معناى خوبى دارد؛ زیرا ممکن است وزارت زنان به سرعتِ شکستنِ قبح مدیریت زن در کشورى که بنیادگرا کم ندارد کمک کند و شاید بتواند باقیمانده این سدّ ضخیم و بلند را زود‌تر بشکند. به هر حال ما در کنار بنیادگرایانى زندگى مى کنیم که نگاه «دشمن محور»شان نخست تمدن غرب و همه محصولات و تجربه‌هایش (از جمله در حوزه زنان) را دشمن اسلام و بقاى آن تصور مى کند و سپس همه «نخواستن»‌هایش را با خواستن هاى آن «دشمن» تعریف مى کند؛ از این منظر، مادر و همسر بودن، «تمام» هویت زن را تشکیل مى دهد و همه امور دیگر باید در ذیل این تصویر، تصور شود. پیش فرض آن‌ها (بنا بر پاره اى از متون منسوخ) این است که زن حقّ «ولایت» ندارد و هرگونه مدیریت وى مصداق ولایت است و اگر روزگار، ما را به سپردن پاره اى از مدیریت‌ها به زن مجبور کرد، خارج از قاعده و از سر ضرورت است که تحمل مى شود اما نباید ترویج شود. شاید حضور زن در کابینه بتواند قدمى «روانى» براى مهار طالبانیسم آن هم از نوع شیعى‌اش باشد.»
آسیه امینی هم معتقد است اگر صدارت و وزارت و حتی نیمی از دولت را هم به زن‌ها اختصاص بدهیم، اگر آن دولت نخواهد برای حقوق برابر و برای پیشرفت متعادل و متوازن زن و مرد در عرصه‌های مختلف قدم بردارد، تعداد زنان در دولت تأثیر مستقیمی بر برابری جنسیتی نخواهد داشت. او می‌گوید: ‌»اگر چه من اعتقاد دارم بخشی از مشارکت زن‌ها در همه عرصه‌ها کمّی است، ولی باید دانست که حتی اگر زن‌های عضو دولت، اندیشه برابری‌خواهانه نداشته باشند و کیفیت کار را تغییر ندهند، حداقل در کمّیت تاثیرگذارند. به نظر من حضور کمی زن‌ها در کابینه بی‌تردید در لایه‌های مختلف جامعه تأثیر می‌گذارد.»

04 (1)
خوش‌بین باشیم؟
با این همه آزاده کیان، یادآوری می‌کند وجود وزارت زنان کافی نیست و باید به ساختار و شرح وظایفش هم توجه کرد. او می‌گوید: ‌ «وزارت زنان در کشورهای مسلمان، تنها وزارت زنان نیست و زنان با خانواده در هم آمیخته است و این به خودی خود امر مثبتی نیست. وقتی وزارت زنان با خانواده و بچه‌ها یکی می‌شود، یک بار دیگر زنان تنها در بعد مادری یا همسری دیده شده‌اند و برای پیشبرد برابری زن و مرد کافی نخواهد بود. در نظر گرفتن زن به عنوان یک فرد، جدای نقش‌های مادری و همسری، طبیعتاً رویکرد و هم انتظارات متفاوتی به دست می‌دهد. وقتی ما بحث برابری می‌کنیم، افرادی را به عنوان انسان در نظر می‌گیریم و جنسیت، گرایش جنسی،‌نژاد و مذهب و غیره در این میزان موثر نیست.
چیزی که تابحال در مورد ایران شنیده‌ایم تأسیس وزارت زنان در ایران است و به نظر می‌رسد خانواده و فرزندان در نام و شرح وظایفش نیست. پس ممکن است ساختار این وزارت‌خانه بیشتر شبیه وزارت حقوق زنان در فرانسه و یا وزارت‌خانه‌های مشابه در برخی کشورهای غربی باشد.
اما این که چرا وزارت زنان تأسیس می‌شود به این دلیل است که سایر وزارت‌خانه‌ها، نه فقط در ایران که در تمام دنیا مردانه هستند و قدرت در دست مردان و مردانه است. برای مثال مطابق قوانین کار در ایران دستمزد زن و مرد باید برابر باشد اما وقتی قوانینی داریم که مرد را نان‌آور و سرپرست خانواده می‌داند، نه تنها کارفرما زنان را استخدام می‌کنند، بلکه به تبع، زنان را به عنوان موجود فرودست در نظر می‌گیرند. برای نیل به جامعه برابر، نیازمند این هستیم که روابط قدرت مشخص شود. وزارت زنان مسوول این کار کارشناسیت تا تعیین شود که دقیقا این نابرابری‌ها و تبعییضات جنسیتی کجا هستند و بعد نابرابری‌ها هم از عرصه قانون حذف شود و هم در عملکرد اجتماعی و سطح جامعه به برابری برسیم.»
آسیه امینی معتقد است ما باید در مورد مسائل زنان واقع‌نگری داشته باشیم و توقعِ صرف می‌تواند ناامیدی و سرخوردگی ایجاد کند. ما می‌توانیم و باید به عنوان بخشی از جریان برابری‌خواه ایده و راهکار بهتری را برای اجرا، به کسانی‌ که می‌خواهند آن را اجرا کنند ارائه دهیم. او می‌گوید:«باید توجه داشته باشیم که در هیچ جامعه‌ای دموکراسی وجود نخواهد داشت مگر این که احزاب سیاسی و جامعه مدنی بتوانند با استقلال کامل فعالیت کنند. اگر امروز سیاستمداران ما از حقوق زنان صحبت می‌کنند و به آن اهمیت می‌دهند، از این بابت است که سال‌ها جنبش زنان مطالباتش را بیان کرده است و این‌‌ همان تأثیرپذیری است. در طول ۸ سال گذشته جامعه مدنی به شدت سرکوب شده است و این جامعه مدنی که هم از نظر جغرافیایی و هم به دلیل سایر مسائل از هم پاشیده شده است، هم زمان باید توقعاتش را از خودش و هم از دولت و حکومت بالا ببرد تا بتواند به اهدافش برای پیشبرد برابری جنسیتی در جامعه دست یابد.»