آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ تیر ۱۳۹۲

پروانه وحید منش

سیاست


تولد در کشاکش مرگ


مادیبای افریقا ۹۵ ساله شد

BRITAIN NELSON MANDELA
از روستایی دور افتاده در منتهی الیه قاره سیاه، جوانی سیاه پوست از خانواده سلطنتی تمبو توانست جهان را با قدم‌هایش بلرزاند و یکی از ماندگار‌ترین نام‌های تاریخ شود. رولیهلاهلاماندِلا مشهور به نلسون ماندلا کسی بود که سال‌ها مبارزه‌اش علیه آپارتاید و خشونت علیه سیاه پوستان به ثمر نشست و او را تبدیل به یکی از سر‌شناسترین دولتمردان دنیا کرد. کسی که مجله تایم ۱۰۰ او را در کنار بیل گیتس، ‌ ژان پل دوم و اوپرا وینفری به عنوان یکی از افرادی معرفی کرد که جهان را وارد قرن ۲۱ کردند. ‎ هیجدهم ماه جون تولد مردی است که ۲۷ سال زندان و مبارزه‌اش، برای آزادی آفریقا و تلاش‌هایش برای احقاق حقوق مردمان سرزمین آفریقا، بار‌ها و بار‌ها نوشته و گفته شده‌ا اما از پس ماندلای انقلابی و مبارز، از پس رهبریِ سیاسی و جهانی، ماندلای دیگری را می‌توان یافت که صلح، عشق و دوستی را معیار برنامه‌های سیاسی خود می‌داند و از آن‌ها تخطی نمی‌کند. ماندلا که سازمانش برای پیشبرد اهداف سیاسی و مبارزه خود ناگزیر به استفاده از اسلحه بود، بار‌ها و بار‌ها بعد از پایان آپارتاید، پیام صلح و دوستی با سفید پوستان را به جهانیان اعلام کرد. او سعی کرد یک رهبر جدی سیاسی و یک مصلح اجتماعی باشد که اصول اولیه حقوق بشر را به رهبران جهان تفهیم می‌کند. او در سال‌های زندان، خاطرات خود تحت عنوان «راه دشوار آزادی» را نوشت. بعد‌ها تلاش کرد در منازعات بین المللی نقش واسط و ریش سفید را ایفا کند و در چند پرونده جهانی حضوری جدی داشت. او با تلاشی خستگی ناپذیر با پروژه‌هایی که در پی گسترش آموزش صلح جهانی هستند همراهی کرد و درچند پروژه آموزشی حضور جدی داشت.
نوشته‌های ماندلا طعم و رنگ یک انسان پیشرو را دارد که برای زندگی و زیستن برنامه دارد و به زندگی به چشم یک اتفاق نگاه نمی‌کند. او در نامه‌ای که به همسرش وینی در سال ۱۹۷۵ از زندان نوشت می‌گوید: «عوامل درونی برای سنجش موفقیت یک فرد به عنوان یک انسان اهمیت زیادی دارد. صداقت، صمیمیت سادگی، تواضع، سخاوت خالصانه، نداشتن کبر و غرور و آمادگی برای خدمت به دیگران، مبانی زندگی معنوی و روحی هر انسان است.»
او به دور از تظاهر سازی وسیاسی‌گری، در میان مردم بود و برای آن‌ها مبارزه کرد و همین او را میان مردم آفریقای جنوبی تبدیل به مخولو (پدربزرگ) آن سرزمین کرد. گفته می‌شود درست بعد از مراسمی که در پروتاریا به عنوان رییس جمهوری جدید برگزار می‌شد، ماندلا به استادیوم پارک ایس در ژوهانسبورگ سفر کرد تا حمایتش را از تیم فوتبال آفریقای جنوبی که قرار بود با زامبیا بازی کند، نشان دهد. او برای بازگشت به پروتاریا عجله داشت اما بدون آنکه چیزی بگوید در فضای سردرگمی تیم حفاظتش از ماشین رسمی‌اش پیاده شد و به سوی یک افسر پلیس پیر حرکت کرد. افسر که با دیدن او شوکه شده بود و هر لحظه چشم‌هایش بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شد، ماندلا را دید که به او نزدیک می‌شود، وقتی به او رسید دستش را فشرد و گفت: «‌کلنل من فقط می‌خواستم بگویم که از امروز شما پلیس ما شده‌اید. ANC در انتخابات پیروز شد و من هم اکنون رییس جمهور شده‌ام. من می‌خواهم شما این موضوع را بدانید و بس. امروز شما و شما‌ها پلیس ما هستید». استین می‌گوید: «پیرمرد پلیس با شنیدن این جملات اشک از چشمانش سرازیر شد و صورتش را پیمود و آنقدر گریه کرد تا زمین اطرافش را خیس کرد.»
یکی از نقاط ضعف دولت ماندلا را عدم توجه وی به بیماری ایدز می‌دانند. ماندلا با پذیرش این خطا در دوران ریاست جمهوری‌اش با شجاعت اعلام کرد که تنها بعد از کناره گیری کاملش از سیاست در سن ۸۵ سالگی به مساله ایدز و مبارزه علیه این بیماری در جهان می‌پردازد.
تولد ماندلابا وجود منازعات بسیار خاندان او بر سر میراثش و دسته بندی‌های متعددی که حول نام او شکل گرفته این برنده جایزه صلح نوبل، همچنان یک رهبر اجتماعی است که سعی می‌کند درست زیستن و زندگی کردن را به مردمان گوشزد کند. اوباما رئیس جمهور امریکا در سنگال اعلام کرد که ماندلا برای او یک قهرمان است و از دید او ماندلا یک قهرمان جهانی است. رهبران و مقامات کشورهای مختلف نیز از او تجلیل کرده‌اند. مجسمه او در شهر لندن نشان می‌دهد که در قلب کشور بریتانیا نیز، مادیبای سیاه پوست تجلیل می‌شود.
ماندلای پیر که اینک در بستر بیماری با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند و در هفته‌های گذشته بار‌ها خبر کذب مرگ او منتشر شده در یادداشتی که سال‌ها قبل منتشر شده است می‌نویسد: «من باور دارم… 
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من‌‌‌ همان آدمی بشوم که مى‌خواهم. من باور دارم… 
که قهرمان کسى است که کارى را که باید انجام دهد در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن. من باور دارم… 
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به اینکه چند بار جشن تولد گرفته‌ایم. من باور دارم… 
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از اینکه چه احساسى داشته باشیم. من باور دارم… 
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند. من باور دارم… 
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد. من باور دارم… 
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اینکه آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى اینکه آن‌ها همدیگر را دوست دارند نخواهد بود. من باور دارم… 
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم. من باور دارم… 
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم. من باور دارم… 
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم، او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد. من باور دارم… 
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد. من باور دارم… 
که همیشه باید کسانى را که صمیمانه دوستشان دارم با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم. من باور دارم… 
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند. من باور دارم… 
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دور‌ترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است. من باور دارم… 
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم. من باور دارم… 
که صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد. من باور دارم… 
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم. من باور دارم… 
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند وکاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد. من باور دارم… 
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد. من باور دارم… 
شاد‌ترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیز‌ها را دارد نیست، بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند. ‬
 ‬