آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۲

محمد جبرانی

اجتماع


یک فیلم/ به یاد عسل


عسل بدیعی

می‌گویند خبر تلخ را حتی عسل هم شیرین نمی‌کند، اما این بار عسل، عسل بدیعی، توانست بر تلخی خبر مرگش غلبه کند، با اهدای اعضای او هفت تن جان دوباره گرفتند، از صبح روز ۱۵ فروردین، قلبش در بدنی تپید و ریه‌هایش نفس را به تنی دیگر هدیه کرد، کلیه‌هایش، قرنیه چشمانش، کبد و لوزالمعده‌اش، ناجی جان‌هایی شدند که روزگاری سخت را می‌گذرانند.

عسل بدیعی زن جوانی که روز ۱۲ فروردین جان به جان آفرین تسلیم کرد، بازیگری بود که از‌‌ همان ابتدای ورود به جهان هنر، دغدغه‌ای دیگر داشت: «بودن یا نبودن»

معبد

«کیانوش عیاری» را با جزئی نگری در سینما باید شناخت. او که همیشه با لفظ «معبد سینما» از این هنر یاد می‌کند، از معدود فیلمسازان است که در این عرصه صاحب سبک و امضای ویژه است. آثار دیدنی او همیشه با محوریت یک «قهرمان» بود، «قهرمان» ی که دغدغه‌هایش برگرفته از آشنا‌ترین تجربیات روزمرهٔ ما می‌توانست باشد. «عیاری» در اصل استاد تبدیل ساده‌ترین لحظات روزمره و زندگی، به ناب‌ترین آثار دراماتیک است. او همیشه اسیر لحظه‌هایی ست که از نگاه بسیاری یا دیده نمی‌شود، یا در آن جدیتی وجود ندارد! دوربین او سعی می‌کند مزاحم نباشد و تا حد امکان تلاش دارد مخاطب را با رویای روایت شدهٔ بر پرده به نوعی همذات پنداری و یگانگی برساند.

الهه سینمای ایران

«دختری از اقلیت‌های مذهبی که متقاضی پیوند قلب است سعی دارد خانواده‌ای که پسرشان مرگ مغزی شده را متقاعد به اهداء کند» و….

«بودن یا نبودن» را به نوعی می‌توان آغاز راهی دانست که «عیاری» بعد‌ها در آن به پختگی و تکامل رسید. او برای بازیگر نقش اول این کار ترجیح داد از هنرپیشه‌ای تازه کار و کشف نشده استفاده کند. نتیجه این جستجوگری معرفی بازیگری شد که هم به روایتی سینمایی انگار نقش برای قامتش دوخته شده بود و هم سینمای ایران را صاحب استعداد تازه‌ای کرد.

«بودن یا نبودن» جزء اولین آثاری ست که مسئله پیوند اعضاء را در سینمای ایران مطرح می‌کند. قابلیت چنین سوژه‌ای این توانایی را دارد که به دام سانتی مانتالیسم ویرانگری افتاده و کار را به سطحی‌ترین شکل ممکن برساند! ولی «عیاری» با هوشیاری ذاتی خود مانع از سقوط اثرش به این ورطه می‌شود. هوشمندانه‌ترین تصمیم او تکیه نکردن به بازیگران موجود در سینمای آن روز ایران بود. او در ابتدا تصمیم گرفت بازیگر نقش را خود کشف و خلق کند- «عسل بدیعی» بعد‌ها نتوانست هیچ وقت فرا‌تر از آنچه را با «عیاری» تجربه کرد، تجربه کند-. «عیاری» معتقد است «عسل بدیعی» بازیگری بود که غم و درد پنهان شده در نقش را به خوبی می‌توانست به مخاطب منتقل کند وجالب آنکه «عسل بدیعی» با اهدای اعضای بدن خود نشان داد که «الهه سینما» انتخاب درستی داشته است. انتخابی که بعد از مرگش در نقش فرشته نجات ظاهر شد و برخلاف نقشی که بازی کرد، با اهدائ اعضای بدن خود، زندگی‌های دیگری را ممکن کرد.