آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۲

آریا آزادی نیا

اجتماع


رنگ، نور، لباس، کاستی‌های آکادمی موسیقی گوگوش


academy ori4

استودیویی بزرگ، نوری آبی، صدای دست زدن جمعیتی که به نظر چشمگیرند اما هرگز کامل دیده نمی‌شود. این تصویر آغاز برنامه‌ای پر حاشیه به نام اکادمی موسیقی گوگوش است. جدا از نتیجه آرا، موافقان و مخالفان این برنامه، می‌توان از منظری دیگر نیز به نقد یکی از پر بیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای نشست و آن بحث فنی و کیفی است.

فاصله زیاد شبکه من و تو را به لحاظ کیفی نسبت به دیگر شبکه‌های ماهواره‌ای و وطنی نمی‌توان نادیده گرفت، شبکه‌هایی که برخی از آن‌ها اسمأ و برخی رسمأ به صورت خصوصی اداره می‌شوند. در کنار هم قرار گرفتن بودجه کافی، آرشیو غنی، استودیو خوب، امکانات مناسب، عوامل حرفه‌ای و مدیریت مجرب رسانه‌ای، برنامه‌‌ای چشم نواز را در اختیار بیننده قرار می‌دهد که گوی سبقت را از دیگر رقیبان ربوده است، با این همه نمی‌توان بر لغزش‌هایی چند در این میان چشم پوشید.

گرچه صحنه‌پردازی در نگاه اول تداعی کننده یک مجموعه حرفه‌ای است، اما گاهی میزان رنگ و نور پس زمینه آنقدر زیاد است که سوژه اصلی (مجری یا شرکت کننده) در سایه آن قرار می‌گیرد و بیننده از همه کسانی که روی صحنه‌اند تنها تصویری محو با پس زمینه‌ای به شدت پر نور را مشاهده می‌کند، نوری که نه در خدمت بهتر شدن تصویر است و نه کمکی به نشان دادن چهره افراد می‌کند.

در دکور بزرگ استودیو پله‌هایی تعبیه شده که معلوم نیست هدف طراح از جای گزاری آن‌ها چیست؟ پله‌ها نه آنقدر کوتاه و عریضند که بتوان به آسانی از آن‌ها گذشت و نه آنقدربلند و با فاصله‌اند که خواننده بتواند روی آن‌ها به راحتی بنشیند. استفاده از پله‌هایی با این مشخصات، برای خواننده‌های غیرحرفه‌ای، که هنوز درگیر خواندن خود هستند و به صورت کاملا مشخص به آن‌ها میزانسنی دیکته شده که: حرکت هم بکنید و گاهی از پله‌ها بالا و پایین بروید و گاهی در کناری بنشینید و لحظه‌ای بعد بلند شوید، نشان از کم دقتی در چیدمان کلیتی است که این بار اتفاقا در خدمت برنامه نیست!

با اینکه به رخ کشیدن میزان هزینه و مجموعه زیبای بصری بر بقیه پارامترهای کار ارجحیت داشته و اینکه این کلیت چقدر در خدمت اجزا است، نادیده گرفته شده است، اما نمی‌توان از حرکات خوب دوربین، سویچینگ و کارگردانی مناسب و تعدد دوربین‌ها با دقت و وسواس لازم در شکار تمامی لحظات به آسانی گذشت.

در بخش لباس نیز مشخص است آرشیوی غنی به تناسب سایز ورنگ و اندازه در خدمت مجموعه است. اما بی‌دقتی طراح لباس زمانی به رخ کشیده می‌شود که به تناسب لباس با شخصیت افراد توجه شود و اینکه آیا لباس مناسب با قطعه‌ موسیقایی که قرار است اجرا شود انتخاب شده یا نه؟

این پرسش نیز بی‌پاسخ می‌ماند که آیا فقط باید به زیبایی لباس بسنده کرد یا تناسب اندام شخص نیز با کلیت لباس در نظر گرفته شده است؟ به عبارتی آیا انتخاب لباس به تناسب تصویر ارائه شده از افراد کمک می‌کند؟ به عنوان مثال در اقایان تصحیح عرض شانه، افتادگی شانه‌ها یا تعدیل قد با انتخاب درست طرح و نقش لباس و یا در مورد خانم‌ها، پنهان کردن خصوصیات منفی بارز اندام آن‌ها به گونه‌ای که توجه بیننده را از اجرا منحرف نکند، به کلی نادیده گرفته شد.

در این میان حتی تلاش‌های امیر حسین و ارمیا برای اعمال سلیقه شخصی هم گاهی ناکام می‌ماند، از جمله لباس‌های بلند ارمیا که‌گاه برای بالا و پایین رفتن از پله‌ها با مشکلاتی همراه بود و یا کت‌های چهار خانه‌ای که قد امیر حسین را کوتاه‌تر نشان می‌داد.

اما مشکلات تنها به خواننده‌های جوان آکادمی محدود نمی‌شد، بلکه ترکیب پوششی نا‌مناسب مثلث اصلی اکادمی-آقایان خلعتبری و سعیدی و خانم گوگوش- گاهی حتی مایه سرزنش و مزاح خود آن‌ها هم قرار می‌گرفت.

انعکاس‌های شدید نور برای لباس‌های براق و استفاده از گردن آویزهایی که با استانداردهای معمول تلویزیونی فاصله زیاد داشتند؛ نه تنها به پرزرق و برق کردن تصاویر منجر نمی‌شد، بلکه ارزش آن‌ها را تا تزئیناتی بی‌فایده کاهش می‌داد.

پوشش سر خانم گوگوش اعم از کلاه گیس و سر پوش نیز‌گاه چنان بدون دقت انتخاب شده بود که هیچ نمودی از وسواس‌های شخصی ایشان در آن دیده نمی‌شد. پوشش خانم گوگوش این اصل را یادآوری می‌کرد که «فقط پوشش غیر معمول، نشان دهنده هنرمند متفاوت بودن نیست.»

در سومین دوره آکادمی موسیقی گوگوش انتظار می‌رفت که نه تنها نکات مثبت دوره‌های قبلی حفظ شود بلکه نقاط ضعف آن برنامه‌ها برطرف شود اما در این دوره برخلاف دوره‌های پیشین، استفاده از تصاویر زنده حضور تماشاگر بهصورت همزمان و تکیه بر عکس العمل‌های آنان برای حمایت از شرکت کنندگان به نسبت سال‌های گذشته بسیار کمتر شده بود و گاهی حتی این شائبه وجود داشت که تنها از افکت‌های صوتی برای القای حضور تماشاگر در استودیو استفاده می‌شود.