آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۸ خرداد ۱۳۹۲

امید کشتکار

اجتماع


داستان تکراری ایران و کره بعد از بیست و سه سال


_MG_5576 copy

 

بیست و هشت خرداد ۱۳۹۲

همسن و سال‌های من و البته بزرگ‌ترها یادشان هست که بیست و سه سال پیش در پکن تیم فوتبال ایران در نیمه نهایی بازی‌های آسیایی به دیدار کره جنوبی رفت. ایران پس از سال‌ها ناکامی در فوتبال که دلیلش انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ بود، توانسته بود سروشکلی به تیمش بدهد. علی پروین بعد از اینکه چندین و چند بار پرسپولیس راقهرمان باشگاه های تهران کرده بود به عنوان سرمربی تیمی را جمع و جور کرده بود که بیشتر بازیکنانش از تیم‌های استقلال و پرسپولیس تشکیل شده بودند. بازیکنانی مانند محمد پنجعلی، شاهرخ و شاهین بیانی، برادران فنونی زاده، ناصر محمد خانی، جواد زرینچه، مجتبی محرمی و خیلی‌های دیگر که هرکدام در پست‌های تخصصی اشان بالاتر از استاندارد فوتبال ایران بودند. تیم ایران در مقابل قدرت‌های آسیا حرف چندانی برای گفتن نداشت اما هرجور بود با درخشش احمدرضا عابدزاده توانست تا مرحله نیمه نهایی برود و در آنجا به کره جنوبی خورد که آن روزها قدرت بلامنازع فوتبال آسیا بود.

بازی نفس گیر و سختی بود و ایران که تقریبا در تمامی پست‌ها از تیم حریف ضعیف‌تر بود ۱۱ نفره دفاع می‌کرد. بازی به وقت اضافه کشید و به جرات می‌توان گفت که در تمام طول بازی ایران بیشتر از یک یا دو بار به سمت دروازه حریف حمله نکرد. یکی از این حمله‌ها که در دقیق پایانی بازی بود با ضربه روی پای زیبای مرحوم قایقران و در حالی که هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد وارد دروازه کره شد. کره ایها هیچ تصوری از باخت نداشتند با چنگ و دندان چند دقیقه آخر بازی را هم حمله کردند اما در نهایت مسابقه با پیروزی ایران تمام شد. نتیجه اینکه ایران به فینال رسید و در فینال هم توانست کره شمالی را در ضربات پنالتی شکست دهد و برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی قهرمان آسیا شود. نتیجه ای که کمتر کسی پیش بینی می‌کرد. البته آن سال‌ها مردم هنوز عادت نداشتند به خیابان‌ها بریزند. باز هم قدیمی‌ترها یادشان است که اولین شادی گروهی مردم ایران پس از انقلاب به صعود جام جهانی ۹۸ برمی گردد و دولت اصلاحات.

بیست و سه سال بعد در سال ۲۰۱۳ این داستان باز هم تکرار شد. این بار به جای بازیهای آسیایی مقدماتی جام جهانی بود و نقش سیروس قایقران را قوچان نژاد بازی می‌کرد. نتیجه اما یکسان بود. ایران باز هم پیروز شد. یک پیروزی با ارزش که توانست برای اولین بار ایران را بدون اما و اگر به جام جهانی ببرد. شاید در میان این خوشی‌ها وقتش نباشد، ولی واقعا نباید به این فکر کنیم که در این ۲۳ سال چرا هیچ چیزی برای تیم ما تغییر نکرده؟ چرا هنوز هم روی درخشش یک تک ستاره و در شرایطی که دروازه مان به توپ بسته شده، با خوش شانسی پیروز می‌شویم؟ در تمام این سال‌ها چرا هیچ چیزی در فوتبال ما تغییر نکرده؟

البته خودم بهتر می‌دانم که هیچ وقت برای این سوال ها در سازوکار مدیریتی ایران جوابی وجود نخواهد داشت. ما اصولا مردمی هستیم که دل چندان خوشی از برنامه ریزی نداریم و تا تحریک نشویم نمی‌توانیم دست به کارهای بزرگ بزنیم. مدیران فوتبال هم از مصطفوی، تیمسار نوآموز و عابدینی گرفته تا کفاشیان همیشه خندان هم از همین مردم هستند. پس همان بهتر که به خیابان‌ها بریزیم و پایکوبی و خوشی کنیم. تا فردا و مسابقه دیگر هم خدا بزرگ است!