آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۰ خرداد ۱۳۹۲

شیما شعبانی

اجتماع


خوابگاه‌های دختران، ساختمان‌هایی بلند اما زیر زمین


خوابگاه دختران

آن روز که با شادی قبولی در دانشگاه و با چمدانی در دست به آنجا رسیدند، تنها تصویرشان از خوابگاه، ساختمان چند طبقه‌ای بود که می‌خواست جوانی کردن را به آن‌ها مشق کند اما دیری نگذشت که خیلی‌هاشان فهمیدند برای جوانی کردن در خوابگاه‌های دانشجویی باید بیش از تصورشان هزینه کنند، از محدودیت‌های بی‌حد و حصر مسئولان خوابگاه گرفته تا کنار آمدن با اخلاق و خصوصیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف، اما این همه ماجرا نبود، چراغ‌ها که خاموش می‌شد، زندگی دیگری در خوابگاه آغاز می‌شد که بسیاری از دانشجویات تاب تحمل آن را نداشتند.
مرضیه دانشجوی سال چهارم مترجمی زبان فرانسه در دانشگاه…. است. او تجربه زندگی در خوابگاه را بد‌ترین خاطرهء دوران تحصیلش در تهران می‌داند. مرضیه می‌گوید: «کمتر از چهار ماه از اسکانم در خوابگاه نگذشته بود که که متوجه رابطهء جنسی هم اتاقی‌هایم با یکدیگر شدم. اولین باز شیب بود که با صدایی عجیب از خواب بیدار شدم. اول فکر کردم کابوس دیده‌ام اما صدا‌ها با بیدار شدنم هم اداه داشت. سعی کردم در تاریکی اتاق اطرافم را نگاه کنم. فایده‌ای نداشت. مریم می‌گفت که با روشن بودن چراغ خواب، خوابش نمی‌برد و ما هم به خوابیدن در تاریکی مطلق عادت کرده بودیم. اما آن شب فهمیدم دلیلی تاریکی بی‌حد اتاق ما چه بود. من نمی‌توانستم بفهمم صدا از کدام یک از هفت تخت اتاق به گوشم می‌رسد.»
وقتی اصرار می‌کنم که بگوید چه صدایی می‌شنیده، با لحنی آرام و خجالت زده زیر لب می‌گوید: «صدای واضح هم آغوشی دو زن.»
مرضیه که دختر مذهبی‌ای نیست. دیدگاه چپ دارد و در همه فعالیت‌های سیاسی دانشگاهش مشارکت می‌کند. او ادامه می‌دهد: «اوایل سعی داشتم با بی‌توجهی به آن‌ها با مسئله کنار بیایم اما این رفتار‌ها و سکوت من سبب شد که به جایی برسد که مریم به من هم پیشنهاد بدهد. با این کار دیگر صبرو تحملم تمام شد. بعد از مدتی تصمیم گرفتم از ادامه تحصیل انصراف دهم و به شهرم بازگردم اما با اصرار پدرم از ترک تحصیل منصرف شدم. وقتی برایش توضیح دادم که در خوابگاه راحت نیستم، برخلف تصورم پذیرفت که هزینه پانسیون
را بپردازد. حالا حدود دو سال است که در پانسیونی در نزدیکی دانشگاه تنها زندگی می‌کنم.»
خوابگاه دختران 2

دکتر س یکی از اساتید گروه مطالعات زنان یکی از دانشگاه‌های تهران، علل بروز این رفتار در میان دانشجویان خوابگاهی را «گرایش به هم جنس» و «نیاز جنسی بزرگ» می‌داند. او می‌گوید که تحقیقاتی در همین زمینه انجام شده و نشان داده که علت۸۵درصد از این موارد نیاز جنسی بزرگ است به گفته او تنها۱۵درصد از ارتباطات جنسی بین دختران دانشجو ناشی ازگرایش به هم جنس است.
او «نیاز جنسی بزرگ» را غریزهء جنسی‌ای می‌داند که با گرایش به غیر هم جنس آغاز می‌شود ولی در اثر محدودیت‌ها و محرومیت‌ها و عدم ارضای جنسی و سرکوب به صورت برقراری رابطه با هم جنس بروز می‌کند، هرچند به گفته این استاد دانشگاه این افراد در صورت برطرف شدن محدودیت‌های اجتماعی، ترجیح می‌دهند با جنس مخالفشان رابطه داشته باشند.
این استاد جامعه‌شناسی معتقد است: «این دانشجویان معمولا از شهرهای کوچک و با امکاناتی محدود و ساختاری سنتی به شهرهای بزرگ می‌آیند و بر اثر مواجهه با یک فضای نیمه مدرن، آزادی و امکانات بیشتر در فضاهای شهری و مقایسه خود هم دانشگاهی‌های بومی متوجه نیاز‌ها و غرایز خود می‌شوند اما به دلیل محدودیت‌هایی چون تفکیک جنسینی و به طور خاص تک جنسیتی کردن فضاهای آموزشی، برخورد‌های سخت و خشن نهاد حکومت و دانشگاه با روابط خارج از ازدواج به رابطه جنسی با هم جنس خود رو می‌آورند.»

اما آیا رابطه جنسی از سر نیاز جنسی با همجنس راه سالمی برای ارضای نیاز جنسی است؟
پاسخ این استاد دانشگاه منفی است. او می‌گوید: «این افراد در معرض آسیب‌های روحی و گاهی بیماری‌های مقاربتی هستند. دختران جوان در ایران، قشری آسیب پذیر هستند که در اثر ناکارآمدی سیستم آموزش عالی و به طور خاص در امور دانشجویی، زمینهء بروز آسیب و انحراف آن‌ها فراهم شده و موجب از بین رفتن نسلی از نیروی جوان و نخبهء کشور می‌شود.»

شیشه بهترین راه کنترل دانشجویان
پرستو دانشجوی ترم هشتم علوم اجتماعی است. سه سال است که سیگار می‌کشد و البته خانواده‌اش هم از سیگار کشیدن او باخبرند، او می‌گوید چیزهای مهم تری برای نهان کردن از خانواده‌اش دارد. او از شیوع مصرف شیشه و سیگار در میان هم خوابگاهی‌هایش دو سال اخیر می‌گوید. او شرایط پراختناق دانشگاه و فشارهای اجتماعی را عامل اصلی شیوع مصرف سیگار در میان دانشجویان این دانشکده می‌داند ولی از مصرف شیشه در میان دوستانش بسیار ناراحت و عصبی است و حکومت جمهوری اسلامی ومسئولان دانشگاه را مقصر می‌داند.
پرستو می‌گوید: «چطور ما حق نداریم، بعد از ساعت نه شب به خوابگاه بازگردیم؟ به نبود امکانات حداقلی در خوابگاه‌ها اعتراض کنیم؟ با همکلاسی‌های پسرمان برنامه تفریحی داشته باشیم؟ ولی می‌توانیم در خوابگاه شیشه مصرف کنیم. آیا مسئولان خوابگاه از این مسئله بی‌اطلاع‌اند؟!
پرستو معتقد است: «آنها ابزاری بهتر از کمیته انضباطی برای سرکوب دانشجویان پیدا کرده‌اند و آن چیزی جر شیشه نیست.»
دکتر ش استاد جامعه‌شناسی، مجموعه‌ای از عوامل از جمله تغییر شبکه اجتماعی که دانشجویان با آن‌ها در ارتباط‌اند، هیجانات مربوط به دوران جوانی، نداشتن امکانات رفاهی مناسب در خوابگاه‌ها و عدم برنامه ریزی صحیح در سطح کلان را در بروز این رفتار‌ها از سوی دانشجویان خوابگاهی موثر می‌داند.

این استاد جامعه‌شناسی نقش برنامه ریزی غلط و در پی آن محدودیت امکانات را پر رنگ‌تر از سایر عوامل می‌داند و در تشریح آن می‌گوید: «مسئولان وزارت علوم تنها به تاسیس دانشگاه پرداخته‌اند و تنظیم امور را از یاد برده‌اند. ایران در مقایسه با بسیاری از کشور‌ها از درآمد بیشتری برخوردار است و باید بخشی از آن را برای رفاه حال نخبگان خود که در دانشگاه‌های بر‌تر و دولتی تحصیل می‌کنند، صرف می‌کنند. معاونت دانشجویی وزارت علوم باید با تدوین یک برنامه جامع در راستای استاندارد سازی خوابگاه‌ها اقدام کند و امکاناتی چون محیط مجزا برای هر دانشجو، مجتمع ورزشی و فرهنگی، کتابخانه و سایت مجهز را پیش بینی و فراهم کند.»
خوابگاه دختران 3

مد جدید دانشجویان، برهنه گشتن در خوابگاه‌ها
لاله دانشجوی ترم دوم کار‌شناسی ارشد یکی از دانشگاه‌های تهران است. او هم ترجیح داده که خوابگاه را ترک کند و خانواده‌اش هزینه‌های زندگی تنهای او را تامین می‌کنند. او کمبود امکانات رفاهی، محدودیت‌های انضباطی و پوشش نامناسب هم خوابگاهی‌هایش و رفتارهای دور از اخلاق آن‌ها که با لفظ «استریپ تیز» از آن یاد می‌کند را علت خروج خود از خوابگاه می‌داند.
لاله می‌گوید که برایش ادامه زندگی در خوابگاه دشوار بوده چون دانشجویان هم خوابگاهی او ترجیح می‌داده‌اند با کمتری پوشش ممکن در داخل اتاق‌های خود باشند. او معتقد است سرانجام محدودیت‌های مختلف در جامعه سبب شده که دختران بخواهند در خلوت خود آزادی کامل داشته باشند و بیشتر آن‌ها به برهنگی در اتاق‌هایشان رو آورده‌اند. برهنگی که او تحملش را نداشته و ترجیح داده که خوابگاه را ترک کند.
دکتر ش استاد جامعه‌شناسی، باز هم به سراغ محدودیت امکانات می‌رود و آن راعامل اصلی بروز آسیب‌های مربوط به زندگی در خوابگاه‌ها می‌داند.
او معتقد است که علاوه برکمبود امکانات، جریان علمی و اکادمیک نیز در خوابگاه‌ها وجود ندارد و هیچ‌گاه هنجارهای مربوط به فضاهای عمومی نه به دانشجویان و نه دانش آموزان آموخته نشده و آن‌ها فقط تحت تاثیر محدودیت‌ها قرار دارند.
مصرف مواد مخدر، رابطه جنسی کنترل نشده و انجام رفتارهای خارج از عرف هیچ یک سوغاتی نیست که این دختران جوان از شهر خود به خوابگاه اورده باشند. اکثر این دختران به دنبال تحقق رویاهای خود پا به شهرهای بزرگ می‌گذارند و برای تغییر سرنوشت خود حاضر به پذیرش شرایط خوابگاه‌های نه چندان مجهز و ایمن می‌شوند. شرایطی که به گفته آن‌ها اگر از زندان‌های کشوربد‌تر نباشد، بهتر نیست.
با گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی، مسئولان وزارت علوم، همچنان عامل اصلی بروز این قبیل آسیب‌ها را دور شدن جوانان از مبانی اسلامی و اخلاقی، گرایش به تجمل گرایی و غرب زدگی معرفی می‌کنند اما باید این نکته را به ان‌ها یادآور شد که انجام این رفتار‌ها توسط دانشجویان پدیده‌ای غریب و هدیه‌ای از طرف غرب نیست. بلکه پدیده‌ای قدیمی است که با افزایش تعداد دانشجویان و به دلیل توجه به علل و آثارش به عنوان یک «مسئله» آن را جدید و بدیع ساخته است. مسائلی که بی‌توجهی و پنهان کردنش، پیامدی جز ازبین رفتن هزینه‌های آموزشی و پرورش نسلی از زنان اسیب دیده ندارد؛ زنانی که اغلب نمی‌توانند با ساختار سنتی محیط پیش از دانشگاه ارتباط و تعامل داشته باشند و سعی در تغییر آن ساختار‌ها دارند و اغلب با مقاومت از سوی نهادهای سنتی مواجه می‌شوند. نهادی که آن‌ها را پس می‌زندو به حاشیه می‌راند و در ‌‌‌نهایت هزینه‌های بسیاری را برای التیام زخم‌های آن‌ها به جامعه تحمیل می‌کند، هزینه‌ای که باید پیش از این و برای تقویت زیرساختارهای نهاد دانشگاه و ورود معرفت به زندگی عینی مردم صرف می‌شد.