آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۸ خرداد ۱۳۹۲

حسن سربخشیان

سیاست


تنهایی رییس جمهور پوتین


photo_1376069980275-1-0

،دیدن رییس جمهور روسیه در حال شکار، سوار بر اسب در حالی که نیم تنه بالای بدنش لخت است یا در حال ورزش و کایت سواری عادی تر از دیدن او در حالت احساساتی بعد از شرکتش در مراسم تشییع جنازه آنتونی راخلین مربی دوران کودکی اش است که ترجیح می دهد تنهایی راه برود تا بدور از دوربین های مزاحم خبری شاید اشک بریزد

+++++

شماره هشتم مجله تابلو

banner

هشت سال پیش وقتی کتاب نبض زمانم را به چاپ می‌سپردم در اولین خط نوشتم:

«سال‌ها قبل‌ آرزویم بود در سده گذشته زندگی می‌کردم تا اتفاقات آن زمان را ثبت می‌کردم.»
اما‌‌ همان جا نوشتم با اتفاقاتی که در هشت سال ۱۳۷۶-۱۳۸۴ رخ داد، از این که در عصر کنونی توانسته بودم رویدادهای بی‌نظیری را از نزدیک ثبت کنم خرسندم.
هشت سال اخیر این اهمیت را برایم بیشتر آشکار کرد که در زمان درستی زندگی می‌کنم. بدون شک یکی از عوامل مهم آن، حضورم و مشاهداتم در زمان ظهور پدیده ای به نام «محمود احمدی‌نژاد» در ایران امروز بود.
امروز که این یادداشت را می‌نویسم احمدی‌نژاد با عنوان رییس جمهور سابق نامیده می‌شود و هشت سال را پشت سر گذاشتیم. هشت سالی که به تعبیر دوستی «فاجعه‌ای برای ایران و طاعونی برای کشور» نامیده شد.
اکنون دیگر مردی که خود را از جنس مردم نامیده بود، نه تنها در میان مردم محبوبیت ندارد بلکه در میان نخبگان داخل و خارج کشور نیز منتقدین بسیاری دارد. بی‌شک حضور محمود احمدی‌نژاد در کسوتِ رئیس جمهوری، در طول هشت سال اخیر آثار منفی زیادی بر زندگی مردم گذاشته است که سال‌ها زمان می‌برد تا خاطرات و آثار آن از بین برود، با آمدن دولتی که خود را مهرورز نامیده بود افراد بسیاری مورد بی‌مهری قرار گرفته و زندگی و کار خود را از دست دادند و راهی زندان و یا غربت شدند. آن‌ها هم که ماندند سوختند و دم بر نیاوردند به این امید که شاید دریچه‌ای از امید گشوده شود.
در این شماره تابلو تلاشمان بر این بود نگاهی متفاوت داشته باشیم به آنچه در دوران رییس جمهور سابق در حوزه جوانان رخ داد تا شاید با شناسایی آنها و بازنگری بر هشت سالی که برما گذشت، جلوی تکرارشان را بگیریم.
شماره هشتم مجله تابلو را اینجا می توانید ببیند.
http://tableaumag.com/

Screen Shot 2013-07-13 at 2.38.46 PM

این تصویر آخرین فریم ثبت شده توسط احمد است!
احمد عاصم عکاس روزنامه الحریه و العدل روز ۱۰ ماه جون در حال ضبط تصاویر ویدیویی از تیرانداز ارتش مستقر در بالای پشت بام ساختمانی در قاهره بود، که چند لحظه بعدش توسط همان تیرانداز هدف قرار گرفته و کشته می شود و تصویر ویدیویی دوربینش به یکباره تاریک می شود.
احمد جزو ۵۱ نفری بود که در آنروز در بیرون ساختمان گارد ریاست جمهوری مصر برای اعتراض به دستگیری محمد مرسی با تیراندازی مستقیم کشته شدند.

چهارم تیر ماه ۱۳۹۲

دیروز رفته بودم مکانیکی و تا رسیدم انبوه مجلات روی میز بودند. تقریبا همگی از مجلات سرگرم کننده بودند و مدلهای زنان و لوازم آرایش. یکی را برداشتم و ورق زدم. مطلب خوبی در چهار صفحه با صفحه بندی زیبا جلب توجهم را کرد. مجله را با خود برداشتم  و در حال ترجمه مطلب هستم. دختری از پدر بی خانمانش عکاسی کرده است، بدون شک علاوه بر عکسهای خوبی که این مطلب دارد نوع روایت دختر مرا بیشتر تحت تاثیر قرار داده است. بزودی در همین جا برایتان منتشرش خواهم کرد

.

بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲

امروز که سانسورچی صدا و سیمای ضرغامی دستش روی صدا بود و یک لحظه صدا رفت و برگشت زمانی که یک نفر فریاد زد:
روحانی یادت باشه . میرحسین باید باشه
یاد همسایه ای که داشتم افتادم

سالها پیش بود، همسایه ام سه پسر داشت و هر کدام در جایی برای خود کسی بودند و تنها پسر کوچکش که مجرد بود در آپارتمان با همسایه ما زندگی می کرد. بزرگترین شان در استادیوم آزادی نوحه خوانی می کرد بین دو نیمه فوتبال و من در زمان عکاسی از فوتبال بارها او را دیده بودم . دیگری به بیت رهبری رفت و آمد داشت که تصویرش را در صدا و سیما دیده بودم ولی پسر کوچکتر خانواده که جوانی ۲۴ ساله بنظر می آمد معلوم نبود چه کاره است و کجا مشغول است.

روزی در پارکینگ محل سکونتم در تهران او را دیدم و احوال پرسی کردیم و چاق سلامتی. خلاصه موقع خداحافظی گفت راستی وقت کردی امشب فلان فیلم را ببین که از شبکه دو پخش میشه. پرسیدم چی هست داستان و اگر دیده است توضیح دهد برایم. گفت: آره خیلی با حاله خودم سانسورش کردم! و من شوکه بودم که یعنی چی؟! گفت ممیز تصاویر تلویزیون ایران است. و یادم هست روز ها به این گفته او فکر می کردم که کسی با افتخار شغل اش را سانسورچی معرفی کند آنهم در عنفوان جوانی ! وقتی سازندگان این فیلم ها سالها مو در آسیاب سپید می کنند و با کار حرفه ای فیلمی می سازند تا یک جوانک بنشیند و آنها را سانسور کند!!!
نکند این همه سال بعد ارتقا درجه گرفته باشد و برنامه های زنده را نیز کنترل کند؟!

بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲

00525-11

عکسهای آرش آشوری نیا را خیلی از شما شاید دیده باشید اما این عکس خوب او از دیشب در جریان شادی مردم بعد از اعلام نتایج انتخابات شاید متفاوت تر از بقیه باشند ، برای ثبت در تاریخ البته مهمتر هم هستند.
عکسهای بیشتر از آرش را در”> سایتش دنبال کنید.
http://www.kosuf.com


بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲

به فضای اینترنت که وارد می شوم ۱۶ سال جوانتر می شوم

عکس اختصاصی تابلو از تهران، هاشم جابریان

عکس اختصاصی تابلو از تهران، هاشم جابریان

جوانترهایادشان نیست، ۱۶ سال پیش را ، همین حال هوا بود اما فیس بوکی در کار نبود که در آنجا همه با هم صحبت کنند و شاد باشند. اما بجایش تمامی مطبوعات و رسانه های دنیا انتخاب آنزمان خاتمی را شگفتی خواندند و ملتی امیدوار به آینده ای بهتر را در انتظار نشستند.
شرایط جوری شده بود که مردم می گفتند به خاتمی رای می دهیم ناطق خوانده می شود، نظام و شخص رهبر هم حامی ناطق نوری بودند و حتی بر خلاف اصول اسامی کاندیداها در روز رای گیری بر اساس حروف الفبا نبود و اسم ناطق نوری رییس اسبق مجلس شورای اسلامی اول از خاتمی نوشته شده بود.
اما انتخاب مردم شخص دیگری بود و هنوز تیتر روزنامه تمام رنگی همشهری با ۲۰۰۰۰۰۰۰ رای در اذهان بسیاری مانده است.
دیروز سپهر که در شلوغی بین امتحانات آخر سال و سر کار رفتن اش مسیری نزدیک به فاصله تهران به کرج را باید رانندگی می کرد تا رای خود را در انتخابات ریاست جمهوری به صندوق بیاندازد نگران بود که برای برگشت بر سر کارش دیر نکند. او هم رای اولی بود و من راستش شاید بیشتر برایش خوشحال بودم چون وارد عرصه تصمیمات جدی اجتماعی می شد و می پذیرفت که در قبال جامعه اش مسئول است. سپهر، امروز هم از اینکه نتیجه آرا اعلام شد خوشحال بود و احساس خوبی داشت.
جوانتر ها البته تجربه تلخ چهار سال پیش را بخوبی بیاد دارند و می دانند که چه اتفاقی افتاد و هنوز بسیاری از آنها از شوک ناشی از آن انتخابات و روزهای بعد از آن بیرون نیامده اند، بسیاری در زندان هستند، عده ای کشته شدند و بسیاری دیگر مهاجرت اجباری را برگزیدند تا بتوانند از وضع موجود فاصله بگیرند.
.نتیجه انتخابات امروز و تجربه تمام سالهای قبل به ما می آموزد که صبور باشیم و همچنان پر از امید و در این مسیر از تلاش نایستیم و یادمان نرود برای رسیدن به دموکراسی و زندگی بهتر باید هزینه داد و هیچ ملتی بدون طی کردن این راه سخت نتیجه نگرفته اند