آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۲

بهرام میلانی

اجتماع


بت‌ها می‌خوانند! بررسی نمونه هاى مشابه آکادمى


بت هاedited

درست ۱۲ سال پیش بود که پاپ آیدل بر روی تلوزیون‌های بینندگان انگلیسی نقش بست و روحی تازه به کالبد مسابقات تلوزیونی دمید. برنامه پاپ آیدل نتوانست در انگلیس به حیاتش ادامه دهد و پس از دو فصل جای خود را به برنامه معروف انگلیسی اکس فکتور داد اما ساختار این برنامه برجای ماند و باعث تولد سری برنامه‌های معروف آیدل در تمام جهان شد. در میان تمام این آیدل‌ها یک آیدل با بقیه فرق داشت و به موفقیتی فرامنطقه‌ای رسید و آن امریکن آیدل بود.

امریکن آیدل در سال ۲۰۰۲ درست یک سال پس از اولین فصل پاپ آیدل انگلیسی شروع به کار کرد و به چنان توفیقی دست یافت که تا امروز از این برنامه به عنوان موفق‌ترین برنامه تلوزیونی آمریکا یاد می‌کنند. کافی است برای درک این موفقیت نگاهی به آمار بینندگان این مجموعه تلوزیونی بیاندازیم. تنها قسمت پایانی این برنامه می‌تواند بیشتر از ۲۰ میلیون بیننده آمریکایی را هر سال در برابر تلویزیون‌هایشان بنشاند. آیدل حتی در بد‌ترین شب‌هایش باز هم توانسته با ۱۱ میلیون تماشاگر پربیننده‌ترین برنامه شبانه باشد.

این موفقیت عظیم باعث شده تا هر سال هزاران جوان ۱۵ تا ۲۸ ساله آمریکایی در شهرهای مخلتف آمریکا جمع شوند تا شانس خود را برای ورود به این برنامه امتحان کنند اما وارد شدن به این برنامه کار آسانی نیست و به قول معروف نیاز به شکستن شاخ غول دارد. شرکت کنندگان امریکن آیدل برای حضور در برنامه باید از سه مرحله داوری عبور کنند تا اجازه حضور در این برنامه را بیابند. در مرحله اول همه داوطلبان در ورزشگاه یا تالار بزرگی جمع می‌شوند و برای داورانی که بر خلاف تصور، داوران اصلی نیستند برنامه اجرا می‌کنند. اگر این داوران گمنام شرکت کننده را قبول کنند، او به بخش دیگری از‌‌‌ همان ورزشگاه می‌رود تا برای تهیه کنندگان برنامه بخوانند. اگر شرکت کننده از نظر تهیه کنندگان ارزش تلوزیونی داشته باشد و بتواند بینندگان را جذب کند او به سمت داوران اصلی راهنمایی می‌شود تا در برابر دوربین‌های تلوزیونی برای بار آخر آهنگی را اجرا کند. در همین پروسه ممکن است بسیار افرادی که دارای استعداد هستند حذف شوند چون با خواسته‌های تهیه کننده برنامه مطابقت نداشته‌اند، یا از سوی دیگر افرادی که هیچ استعدادی ندارند به جلوی دوربین بروند چون باعث جذب مخاطب بیشتر می‌شوند.

داوران اصلی این برنامه را همیشه افراد بسیار شناخته شده و معتبر در صنعت موسیقی و سرگرمی تشکیل می‌دهند. امریکن آیدل تا انتهای فصل هشتم سه داور ثابت داشت شامل رندی جکسون تهیه کننده و نوازنده آمریکایی، سایمون کاول یکی از قطب‌های سرگرمی انگلیس و پائولا عبدل سوپر استار آمریکایی. بعد از فصل هشتم عبدل و بعد از آن کاول از برنامه جدا شدند تا تغیراتی در سیستم داوری ایجاد شود. پس از آن ورود افراد جدیدی مانند الن دی جنرس، جنیفر لوپز، ماریا کری، نیکی می‌ناج و حتی خواننده اصلی اروسمیث استیون تایلر وارد کار شدند. البته این تغییرات به مذاق مخاطبان برنامه خوش نیامد و پس از تغییر در ترکیب اصلی داوران تعداد بینندگان کاهش چشمگیری داشت تا جایی که در فصل دوازدهم با ورود نیکی می‌ناج و ماریا کری تعداد بینندگان برنامه به پایین‌ترین حد خود در چند سال گذشته رسید.

پس از عبور از سد این داوران گردن کلفت متقاضیان موفق به گرفتن بلیط‌های طلایی خود می‌شوند. این بلیط‌های طلایی که کم از بلیط‌های معروف ویلی ونکا ندارند مجوز ورود مسابقه دهندگان به مرحله بعدی و رفتن به هالیوود است. در مرحله هالیوود تمام شرکت کنندگان باید به صورت گروهی و فردی به اجرا بپردازند تا بتوانند به مرحله بعد که‌‌‌ همان لاس وگاس است وارد بشوند. در لاس وگاس ابتدا خوانندگان تقسیم به گروه‌های مختلف می‌شوند و بر اساس آهنگ‌های انتخاب شده توسط داوران به اجرا می‌پردازند پس از آن هر فرد باید دوباره به صورت تکی آهنگی را بخواند تا شاید بتواند نظر داوران را جلب کند. تا پایان این مرحله و انتخاب نفرات اصلی که تعداد آن‌ها بین ۲۴ تا ۳۶ نفر است بینندگان حق رای دادن ندارند و تمام انتخاب‌ها توسط داوران انجام می‌گیرد.

در مرحله نیمه نهایی افراد شرکت کننده دوباره در گروه‌های مختلف تقسیم می‌شوند. هر شب افراد یک گروه به اجرا می‌پردازند تا در آخر ۱۰ نفر نهایی مشخص گردند. در این مرحله است که بینندگان نیز به عنوان داور به مسابقه اضافه می‌شوند و این رقابت نفس گیر را داغ‌تر از پیش می‌کنند. بینندگان حق دارند تا دو ساعت بعد از برنامه در مراحل ابتدایی و چهار ساعت بعد از برنامه در بخش نهایی به خوانندگان مورد علاقه خود با تلفن، پیامک یا اینترنت رای بدهند تا محبوب‌ترین‌ها در برنامه باقی بمانند.

متاسفانه این سیستم رای گیری با تمام مزایایش خالی از اشکال نبوده و تقریبا هر سال زیر آماج حمله منتقدین قرار گرفته است. اولین مشکلی که در این سیستم وجود دارد، عدم محدودیت در تعداد دفعات رای دادن است برای همین یک فرد می‌تواند تنها با فشار دادن دکمه تکرار شماره گیری تلفن خود یا با دست کاری خطوط تلفن هزاران بار به یک فرد رای دهد همانطور که بار‌ها در فصل‌های مختلف این اتفاق به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر به دلیل بالا بودن تعداد رای دهندگان احتمال وجود بسته شدن خطوط وجود دارد برای مثال در فصل دوم نزدیک به ۲۳۰ میلیون رای به دلیل اشکال خطوط تلفنی تلف شدند.

اما بزرگ‌ترین مشکل این نوع سیستم انتخاب محبوب‌ترین فرد است نه با استعداد‌ترین فرد! این مشکل از زمانی به چشم آمد که جنیفر هادسون، فانتازیا بارینو و لاتویا لاندن (LaToya London) سه زن خواننده سیاهپوست در فصل سوم از مسابقه کنار گذاشته شدند و به جای آن‌ها افرادی که به اعتراف داوران مسابقه استعداد بسیار پایین تری داشتند در مسابقه باقی ماندند. این اتفاق باعث ایجاد طوفانی در مطبوعات در رابطه با نژادپرست بودن رای دهندگان شد و قضیه تا جایی بالا گرفت که التون جان انزجار خود را از این برنامه اعلام کرد و امریکن آیدل را نژادپرست نامید. علاوه بر‌نژاد، جنسیت و ظاهر نیز در انتخاب افراد بسیار موثر است. در چهار فصل اخیر این برنامه تلوزیونی همه برندگان بدون استثنا پسران سفید پوستی بودند که علاوه بر صورت زیبا توانایی نواختن گیتار را نیز داشته‌اند یا در فصل دهم تمام ۵ نفر ابتدایی که در مرحله آخر از مسابقات حذف شدند زن بودند، این موضوع نیز از چشم منتقدین دور نماند و باعث شد آن‌ها مسابقه را به تبعیض متهم کنند البته دلیل این تبعیض بر کسی پوشیده نیست، همانطور که تهیه کننده برنامه در رابطه با انتخاب‌های فصل‌های گذشته گفت: «اینکه بینندگان برنامه‌های واقع گرا اکثر زنان سن بالا و دختران نوجوان هستند بر همه آشکار است و این یعنی اکثر رای‌هایی که کسب می‌کنیم به سمت پسران جوان خوش تیپ که افراد مورد علاقه این گروه از بینندگان هستند مایل است.»

موضوع تبعیض بیشتر از اینکه منتقدان را آزار دهد باعث نگرانی تهیه کنندگان شده است چون با از دست دادن گروه‌های مختلف بینندگان، شرکت‌های تبلیغاتی که گروه‌های هدفشان در گذشته تماشاگران امریکن آیدل بوده‌اند علاقه کمتری برای بستن قرار داد با این برنامه نشان داده‌اند و باعث کاهش درآمد و سودآوری برنامه شده‌اند.

اما از دختران نوجوان و خرابکاران تلفنی، بد‌تر هم وجود دارد و آن حمایت همگانی از بازندگان است. بر اساس تحقیقات می‌دانی انجام شده بینندگان علاقه خاصی به دیدن موفقیت افراد بازنده و خراب کردن افراد برنده دارند. آن‌ها از هیچ تلاشی دست برنمیدارند تا فرد ضعیف‌تر پیروز شود به عنوان مثال می‌توان به سنجای مالکار یکی از شرکت کنندگان فصل ششم اشاره کرد. سنجای مالکار یکی از افراد کم استعداد امریکن آیدل بود. مخالفت داوران با او تا آنجا پیش رفت که کاول تهدید کرد اگر مالکار در برنامه بماند، او در برنامه نخواهد ماند. با تمام این اوصاف سنجای توانست با رای بیشمار مردم تا هفت نفر اول مسابقه پیش رود.

با تمام این کمی‌ها و کاستی‌ها باز هم در میان ۱۰ نفری که به مرحله پایانی می‌رسند افراد با استعدادی وجود دارند که باعث اعتبار بخشیدن به امریکن آیدل می‌شوند. این ده نفر نهایی به مدت ۱۲ هفته با هم برای به دست آوردن شهرت و پول به رقابت می‌پردازند. برای هر هفته یک موضوع مانند مایکل جکسون، پاپ یا آهنگ‌های یک سال مشخص انتخاب می‌شود و خواننده پس از تمرین به اجرا می‌پردازد. افراد همچنان بر اساس کمترین میزان رای کسب شده از مسابقات حذف می‌شوند ولی این بار داوران توانایی جلوگیری از حذف یکی از افراد را برای یک بار دارند. البته این قدرت داوران همیشه کارساز نیست و حتی اگر یک شرکت کننده هفته را با کمک داوران جان سالم به در ببرد هفته‌های بعدی به دلیل عدم محبوبیت حذف خواهد شد. در ‌‌‌نهایت این سفر پرماجرا تنها دو نفر باقی می‌مانند که باید در سالن هفت هزار نفری نوکیای لس آنجلس برای آخرین بار هر آنچه در چنته دارند رو کنند تا بتوانند به عنوان نفر اول، برنده قرار داد میلیونی با شرکت‌های موسیقی شوند. البته افراد بازنده هم چیزی کمتر از نفر اول گیرشان نمی‌آید و در بعضی مواقع حتی موفق‌تر هم عمل می‌کنند برای مثال آدام لمبرت سوپراستار موسیقی پاپ با اینکه تنها موفق به کسب مقام دوم شده بود اما توانست حتی بهتر از برنده اصلی مسابقه کریس الن عمل کند و به یکی از معروف‌ترین افراد موسیقی روز آمریکا تبدیل شود.

اما آیا همه برندگان امریکن آیدل تبدیل به یک سوپراستار جهانی می‌شوند؟ جواب خیر است. درست است که افراد با شرکت در مسابقه مشهور می‌شوند و پول فراوانی به دست می‌آورند اما در بعضی از مواقع این شهرت همیشگی نیست و تنها بعد از مدت کوتاهی این افراد از یاد‌ها می‌روند. لی دوایز برنده فصل نهم آیدلز نمونه بارز این مسئله است شهرت او با چنان سرعتی افول کرد که کمپانی‌هایی که با او قرار داد چندساله داشتند اقدام به فسخ توافقنامه‌هایشان کردند و او را با آلبوم آخرش تنها گذاشتند.

امریکن آیدل خوب یا بد، سکوی پرتابی برای بسیاری از استعداد‌های جوانی بوده که بدون این برنامه حتما گمنام می‌ماندند. این برنامه موفق شد تا به جوانان آموزش دهد که اگر آن‌ها به استعداد‌های خود تکیه کنند و با پشتکار به دنبال علایق خود بروند حتما راهی برای موفق شدن پیدا خواهند کرد.