آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۲

بهرام میلانی

اجتماع


اسکار: یک مرد پیر سفیدپوست


اسکار

اسکار در سال ۱۹۲۹ با تلاش لوییس بی‌میر یکی از بنیان گذاران کمپانی بزرگ مترو گلدن میر (MGM) راه افتاد و از آن موقع با کمی فراز و نشیب همیشه به عنوان جذاب‌ترین مراسم سینمایی جهان شناخته شده است. مهم نیست که طرفدار سینمای اروپا باشید یا حتی به فیلم دیدن علاقه نداشته باشید وقتی مراسم اسکار می‌رسد اخبار و تمام زرق و
برقش را دنبال خواهید کرد. با تمام این اوصاف اسکار از گزند قلم تند منتفدان دور نمانده و هر ساله حداقل سر و صدای چند نفری را درمی آورد. در این مقاله قصد نداریم که به زمین خوردن جنیفر لارنس یا جوک‌های بیمزه وجنسیت گرایانه سف مک فارلن گیر بدهیم بلکه قصدمان این است که بدانیم چه کسانی پشت این مراسم بزرگ هستند و آیا این افراد می‌توانند به عنوان یک قاضی فیلم بر‌تر سال را انتخاب کنند یا خیر؟
آکادمی هنر و علم تصاویر متحرک برگه‌های رای خود را در ابتدای ژانویه هر سال برای بیش از ۶۰۰۰ عضو خود ارسال می‌کند و از آن به بعد جنگ برای این مجسمه طلایی کوچک شروع می‌شود. اما مشکل بزرگی که باعث می‌شود این جنگ ناعادلانه تمام شود این است که اکثر اعضای این خانواده بزرگ، پیرمردان سفیدپوستی هستند که مدت‌ها است از سینما دور مانده‌اند و حتی با سینمای جدید آشنایی ندارند. بیشتر از ۵۰ درصد اعضای آکادمی بالای ۵۰ سال هستند و تنها دو درصد از اعضا کمتر از ۴۰ سال سن دارند. از طرف دیگر تنها شش درصد اعضای آکادمی از نژادهای دیگر مانند آسیایی یا سیاه پوست هستند و بقیه را فقط سفید پوستان تشکیل می‌دهند. آیا در می‌ان
این سفیدپوشتان پیر، زن هم پیدا می‌شود؟ بله ولی خیلی کم. از میان تمام افراد آکادمی، تنها ۲۳ درصد از اعضا را زنان تشکیل می‌دهند.
به جز جنسیت، رنگ و سن مشکل دیگری که گریبانگیر اعضای آکادمی است این است که بیشتر از ۶۷% از آن‌ها حتی تا به حال نامزد اسکار نشده‌اند و گروهی از آن‌ها سال‌ها از سینما دور بوده‌اند و آشنایی چندانی با سینمای
روز ندارند تا آنجایی که در میان این افراد اشخاصی مانند دوچرخه ساز و قصاب نیز دیده می‌شود. از طرف دیگر افراد باسابقه و با استعدادی همچون وودی آلن و جورج لوکاس از عضویت در آکادمی انصراف دادند و بازیگران سریال‌های درجه ۲ تلویزیونی و بازیگران اکشنی مانند وین دیزل و جت لی یا خواننده‌هایی همچون مدونا جای آن‌ها را گرفته‌اند. تمام این مسائل یک طرف، مسئله دائمی بودن عضویت افراد در آکادمی یک طرف دیگر. برای مثال اگر شخصی امروز به هر دلیلی عضو آکادمی شود این عضویت همیشگی است و حتی اگر فرد تبدیل به یک فرد ضد هنر هم شود این عضویت از بین نمی‌رود.
تمام این محدودیت‌های سلیقه باعث به وجود آمدن مسائل زیادی مانند تبعیض نژادی و جنسی و حتی فکری می‌شود. برای مثال در سال ۲۰۱۱ هیچ فرد مذکر سیاهپوستی برای اجرای هیچ کدام از بخش‌های مراسم اسکار دعوت نشد که این باعث به وجود آمدن خشم عظیمی بین جامعه سیاهپوستان آمریکا شد. از طرف دیگر تنها زن کارگردان که موفق به کسب اسکار شده است کا‌ترین بیگلو است که خود خبر از تبعیض جنسیتی در هالیوود می‌دهد. شاید تبعیض جنسیتی و حتی نژادی اسکار دلایلی مانند کم کاری این افراد در زمینه‌های ذکر شده داشته باشد. اما تمام افرادی که اندکی با سینما آشنایی داشته باشند، می‌دانند که خیلی از فیلم‌ها از رقابت در اسکار باز می‌مانند، چون اعضای آکادمی توانایی
برقراری ارتباط فکری با این فیلم‌ها را ندارند یا از سوی دیگر فیلم‌هایی برای اسکار انتخاب می‌شوند که از هر نظر فیلمی متوسط یا ضعیفی قلمداد می‌شده‌اند ولی فقط برای اینکه گروه هدفشان اعضای آکادمی (آنچه ما پیرمردان سفیدپوست می‌نامیم) بودند، انتخاب شده‌اند.
برای هر دو گروه این فیلم‌ها مثال زیاد است، اگر همین اسکار سال ۲۰۱۳ را در نظر بگیریم می‌شود از فیلم‌هایی مانند «قلمروی طلوع ماه»، «هفت روانی»، «کلبه‌ای در جنگل» و «برنی» نام برد که تنها به دلیل سلیقه بسته اعضای آکادمی در خیلی از شاخه‌های سینمایی از مراسم دور ماندند و جایشان را فیلم متوسطی مانند بینوایان گرفت.
همه این‌ها سبب شده تا آکادمی هنر و علم تصاویر متحرک با اهدای کمک هزینه‌های تحصیلی، در اختیار گرفتن افراد جوان و نخبه از تمام ملیت‌ها، گذاشتن برنامه‌های آموزشی، رو آوردن به شیوه‌های تبلیغاتی جدید و سرمایه گذاری در شبکه‌های اجتماعی سعی بر جلب دوباره قشر جوان کرده است تا شاید بتواند اعتبار و شهرت دهه‌های گذشته را باز پس گیرد.