آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۲

مانا پهلوان

اجتماع


ارمیا، دین و پیتزای قورمه سبزی


پیتزای قرمه سبزی

واقعیت این است که ارمیا را نمی‌توان اولین زن خواننده محجبه ایرانی دانست، پیش از او ارکیده حاجی وندی، خواننده زن ایرانی توانسته بود همراه با گروهش بر روی صحنه برود و با داشتن حجاب اسلامی و نیز مجوز جمهوری اسلامی ترانه بخواند. با این همه ارمیا را می‌توان اولین زنی دانست که فارغ از محدودیت‌های جمهوری اسلامی، حجاب را انتخاب کرده و البته بر روی صحنه رفته و ترانه خوانده است.

ارمیا در گفت‌و‌گوهایی که در حاشیه اجرا‌هایش در اکادمی موسیقی گوگوش انجام داد گفت که فوق لیسانس فلسفه‌اش را از دانشگاه تهران گرفته و همسرش مردی آلمانی اما مسلمان است. به گفته او بنا بر توصیه همسرش در آکادمی موسیقی گوگوش شرکت کرده زیرا همسر مسلمانش اعتقاد داشته که «می‌شود هم حجاب داشت و هم ترانه خواند.»

اما آیا می‌شود هم حجاب داشت و هم ترانه خواند؟

پاسخ برخی از مراجع شیعه به این پرسش مثبت است. آیت الله منتظری در جلد سوم استفتائات خود در پاسخ به این سوال که خواندن زن چه حکمی دارد؟ همخوانی زنان با مردان چطور؟ شنیدن همخوانی چطور؟ پاسخ داده است: اگر غناء و مهیج نباشد ومفسده‌ای بر آن مترتب نشود حرام نیست. «(منبع: استفتائات۳، ص۱۴۵)

آیت الله صانعی نیز در پاسخ به سوالی در سایت خود که» استماع غنا چه حکمى دارد و چه غنایى حرام است؟ «نوشته است:» به نظر اینجانب تبعاً لبعض الأعلام من الفقهاء (قدس سره) حرمت موسیقى و غنا، حرمت محتوایى است و هر صوت و غنا و موسیقى اى که در آن ترویج بى بند و بارى و بى عفتى باشد و یا براى عیاشى و هوسرانى عیاشان و هوسرانانِ خودخواه و غیر متعهد و یا ترویج باطل و تخدیر افکار و به انحراف فکرى کشاندن انسان‌ها باشد و یا از اسلام، چهره اى ناخوشایند و خلاف سهولت و عدالت نشان دادن و… باشد امثال موارد، در همه و همه، غنا و موسیقى‌اش هم حرام است، و عامل و خواننده و مستمع، مرتکب دو حرام شده‌اند و حتى اگر آیه اى از قرآن هم براى ترغیب به کار حرام و باطل با غنا خوانده شود، غناى آن هم حرام است، چه رسد به غنا و موسیقى نسبت به سنت و مسائل دیگر اسلامى. «(منبع: سایت آیت الله صانعی)

با اینکه نظرات مخالفی در مورد حرمت خوانندگی زنان در میان علمای شیعه جاری است امادرجمهوری اسلامی از اولین سالهای پس از انقلاب، خوانندگان زن بطور اخص اجازه پیدا نکردند که بخوانند و تنها در محافل زنانه این اجازه به آن‌ها داده شد. حتی در خصوص مسابقات قرآن و اذان هم زنان اجازه پیدا نکردند که با حضور مردان بخوانند. احمد صدری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه لیک فارست در امریکادر پاسخ به این سوال که آیا منع زنان از خواندن، منعی حکومتی است یا یک حکم فقهی با پیشنیه تاریخی مبتنی بر سیره نبوی و ائمه شیعه می‌گوید: «بدیهی است که استخراج احکام شرع از متون اصلی و سیره بزرگان دین با توجه به شرایط اجتماع در زمان‌های مختلف صورت می‌گیرد. همین احکام شرعی مجتهدین امروز مانند جواز موسیقی و شطرنج و خوردن ماهی قزل آلا و پوشاندن موی سر (به فتوای آقای قابل) ‌ و خواندن زن (به فتوای آقای کدیور) ‌ صد سال قبل قابل تصور هم نبودند. البته سیلان این قوانین شرعی بعلت باز بودن باب اجتهاد در شیعه بیش از اهل تسنن دیده می‌شود.»

اما محمد جواد اکبرین، دین پژوه ساکن فرانسه از اساس مخالف نگاه دین‌شناسانه به خوانندگى زنان است و آن را مساله‌ای جامعه‌شناختی می‌داند و می‌گوید: «بررسى زمینه و زمانه ى متن مقدس مسلمانان، نشان مى دهد که یکى از اولویت هاى اسلام، حفظ حرمت و امنیت زن در جامعه اى است که در آن زن حتى جنس دوم هم نیست بلکه جنس اضافى است، جامعه اى که زایش دختر را ننگ مى داند و خود را به هرگونه تصرف در تن و جان و حق او مجاز مى داند.

حالا بیش از یک هزاره از آن زمینه و زمانه گذشته و ما مى بینیم به تناسب رشد فرهنگ هر جامعه اى، فقیهان چه شیعه چه سنّى، متن را متفاوت مى فه‌مند. زن مسلمان در لبنان آزادى هایى را سازگار با دیندارى مى داند که مثلا زن مسلمان افغان آن‌ها را حرام مى شناسد؛ شیعه و سنىشان هم فرقى ندارد، این است که مى گویم به این مقوله باید نگاهى جامعه‌شناسانه داشت نه دین‌شناسانه.»

اکبرین معتقد است که یک دیندار حق دارد اگر گزاره اى متناسب با جامعه ى زمان نزول وحى در قرآن آمده، از حکم فرا‌تر برود و به حکمت آن بیندیشد و متن را در زمینه و زمانه خود بفهمد. وی می‌گوید: «در سال هاى نخست انقلاب هم که شما به آن اشاره کردید مشکل از آنجا آغاز شد که با حذف حلقه نخستین دینداران عاقلى که مؤسس جمهورى اسلامى بودند کسانى حاکم شدند که نمى خواستند اسلام را در ترازوى امروز بفه‌مند بلکه مى خواستند تاریخ را به عقب برگردانند و جامعه امروز را در ترازوى یک تاریخ دور و سپرى شده بسنجند و البته واکنش منفى جامعه به این باور عبث را هم امروز دارند مى بینند.»

در میان نظرات متفاوت علمای شیعه به نظر می‌رسد که تنها آیت الله سیستانی است که حرمت غنا را با تاکید بیشتری یاد آور شده است آنجا که در پاسخ به این سوال که آیا گوش دادن به صداى خوانندگى زن در حالى که محتواى آن اصلا فاسد نیست مثلا اشعار مولوى و یا حافظ ویا… که کاملا از نظر فساد در امان هستند و فقط خواننده آن زن است اشکالى دارد؟

پاسخ داده است: اگر با تلذذ شهوى باشد حرام است و اگر بدون آن و آهنگ همراه آن مناسب مجالس عیاشى و خوشگذرانى باشد باز هم حرام است.»

اما پرسش اینجاست که معیار سنجش لذت شهوانی چیست؟ از کجا می‌توان صدا و شعری را شهوت برانگیز اعلام کرد و صدا و شعری دیگر را خیر؟ محمد جواد اکبرین این ایراد را به فتاوای صادر شده وارد می‌داند و می‌گوید: «فتوا‌ها در این باره گرفتار همین ابهامند؛ یکى از منضبط‌ترین و دقیق‌ترین فتوا‌ها را در این باره مرحوم آیت الله منتظرى داشتند. ایشان غنا را در شکل موسیقى و اجراى آن نمى دانست بلکه حرمت را در محتوا جستجو مى کرد و بر این باور بود که گوش سپردن به محتواى محرّک، براى فرد دیندار مجاز نیست، اینجاست که مى توان گفت محتوا دیگر ربطى به نوع موسیقى و خواننده آن اعم از زن و مرد ندارد، تنها مى توان پرسید محتواى محرک چیست؟ و پاسخ‌اش مى تواند محتوا و متنى باشد که انضباط جنسى جامعه را بر هم بزند چون قدر متیقّن در متون دینى، تأکید بر انضباط جنسى است که تشخیص‌اش هم با فرد دیندار است؛ براى همین هم حکومت نباید و نمى تواند در این زمینه دخالت کند و تشخیصى فردى را به قانونى جبرى تبدیل کند.»
پیتزای قرمه سبزی 1

ارمیا، محجبه یا ساختار شکن؟

با اینکه آرای میلیونی ارمیا در برنامه نهایی آکادمی موسیقی گوگوش حیرت برانگیز بود اما آن گونه که از واکنش‌های فضای مجازی بر می‌آید، کسانی هم بودند که علی رغم اینکه شادمانی خود را از محجبه بودن او پنهان نمی‌کردند، نوع رفتار و حرکات او را مخالف شئونات اسلامی می‌دانستند و او را به واسطه حرکاتش در حین اجرای ترانه‌ها تقبیح می‌کردند. محمد جواد اکبرین می‌گوید که تعابیر مختلف فقهی در تطبیق رفتار ارمیا با قوانین اسلامی وجود دارد: «مثلا مرحوم استاد علامه فضل الله (مرجع شیعیان لبنان) یک فقیه سنتى از مکتب نجف بود و دستگاه استنباط فقهى‌اش از معیارهاى سنتى خارج نبود اما خوانندگى و آرایش زن را مجاز مى دانست؛ مستندش هم آیه ٣٢ از سوره احزاب بود که مضمونش این است: «از تلطیف و عشوه ى صدا بپرهیزید تا صاحبان دلهاى بیمار در شما طمع نکنند» علامه فضل الله مى گفت از علت وارده در آیه پیداست که صدا و آرایش اگر راه هاى تجاوز و تعدّى و طمع را هموار کند محدود و ممنوع مى شود؛ خوب حالا اگر چارچوب هاى حقوقى و فرهنگى جامعه به شعور و انضباطى رسیده که دیگر این نگرانى‌ها جایى ندارد آن آیه هم دیگر دامنه و فراگیرى سابق را ندارد. نتیجه مى گیرم که حتى بنا بر دستگاه اسلام فقهى هم نمى توان تجربه ارمیا را غیردینى دانست چه رسد به یافته هاى روشنفکرى دینى.»

احمد صدری اما واکنش‌های متفاوت نسبت به حجاب ارمیا و حرکات او را به عنوان یک معیار تغییر ارزشهای اجتماعی بررسی می‌کند و می‌گوید: «طرفداران جامعه مدرن رواداری با دگر اندیشان و دگر باشان را می‌پسندند و بنظر می‌رسد که جامعه ما نیز به این سو حرکت می‌کند. البته ارمیا به علت همین قالب شکنی از سوی دو گروه جزمی (یعنی دینداران و دین ستیزان دگماتیست) مورد حمله قرار گرفت. اما نکته جالب اینجاست که در آنجامعه آماری (تماشاکنندگان ماهواره و طرفداران برنامه خانم گوگوش که تعدادشان کم هم نبود) ‌ ارمیا با اکثریت قابل ملاحظه‌ای پیروز شد. یعنی چه؟ ‌ یعنی اکثریت آن گروه با حجاب داشتن یک خانم خواننده مشکلی نداشته‌اند! گفته می‌شود که بعضی تنها به این جهت که او حجاب داشته به او رای داده‌اند. بسیار خوب. در این صورت مساله جالب‌تر می‌شود چون آن‌ها اصلاَ به قالب شکنی او رای داده‌اند نه به صدایش! در هر حال به نظر می‌رسد قوالب دگم رفتاری دیندار و بی‌دین برای اکثریت اینجامعه آماری قداستی نداشته است.»

احمد صدری می‌افزاید: «البته علاوه بر دینداران و دین ستیزان برخی نیز ارمیا را به محک منطقی عدم تناقض سنجیده و محکوم کرده‌اند. اما این گروه نوعاَ تنها به قاضی می‌روند. اولاَ رفتاری که ناظر تناقض آلود به نظر می‌رسد، ممکن است برای عامل عاری از تناقض باشد. کافی است که این خانم خواننده و یا حتی خانمی که حجاب ندارد و آواز هم می‌خواند خود را عامل به دین بداند منتهی به تقلید از فتاوی مجتهدینی که این اعمال را خلاف شرع نمی‌دانند.»

این جامعه‌شناس ناهمگنی اعتقادات و احیاناً تناقض بین عمل و رفتار را منحصر به ارمیا نمی‌داند و می‌گوید: «تناقضات مخصوصاَ‌ در شرایط گذار اجتماعی به وفور و در همه سطوح دیده می‌شود. زندگی اغلب ما مشحون از تناقضهاست. ولی البته تناقض هر کسی به چشم خودش قابل اغماض می‌آید. کم نیستند افرادی که ظاهراَ‌ ادعای لائیسیته می‌کنند اما در اعمال خود به شدت وابسته سنت‌ها هستند و برعکس، بسیارند دین ورزانی که از بسیاری جهات ارزشهای مدرن غربی را پذیرفته‌اند. خلاصه خوبست به جای اینکه قاضی و واعظ و محتسب تناقضات دیگران شویم از این سخن حضرت عیسی پند بگیریم: ‌ «آنگونه نباش که خسی کوچک را در چشم همسایه‌ات ببینی ولی تیر سقف را در چشم خود نادیده بیانگاری.» برخی هم اینگونه تلفیق‌ها را به تحقیر «پیتزای قرمه سبزی» نامیده‌اند. بسیارخوب. راه بر کسی بسته نیست. سنتی‌ها قرمه سبزی نوش جان کنند و مدرن‌ها پیتزا به دندان بکشند. اما پیتزای قرمه سبزی خوران را هم باید به حال خود گذاشت. خلاصه اگر می‌خواهیم مدرن باشیم باید در مورد نحوه زندگی دیگران ولو اینکه باب طبع ما نباشد کمی آسان‌تر بگیریم.»

با اینکه پدیده ارمیا برای اولین بار در جامعه ایرانیان فارسی زبان مطرح شده اما سایر جوامع اسلامی مدت هاست که مواردی شبیه به او را تجریه کرده‌اند. از تزکیه تا هند زنان مسلمانی هستند که با حفظ حجاب اسلامی خود ترانه می‌خوانند، کنسرت می‌دهند و می‌رقصند. اگر ارمیا، فتح بابی برای حضور زنان خواننده محجبه فارسی زبان باشد، دین با این حرکت جدید چه برخوردی خواهد کرد؟

محمد جواد اکبرین پاسخ می‌دهد: «اگر قرآن را متن دین بدانیم بستگى دارد که این متن دست کدام خواننده بیفتد؛ قرآن در سوره إسراء آیه ٨٢ مى گوید: همین متن مى تواند شفا و رحمت و مهر تولید کند اگر دست خواننده ى مؤمن بیفتد و مى تواند خسارت و ضرر تولید کند اگر دست ظالم بیفتد. جالب است که این آیه ایمان را در برابر ظلم قرار داده نه در برابر کفر؛ پس بهتر است بپرسیم دینداران و به طور مشخص کدام دسته از دینداران با این مقوله چگونه برخورد خواهند کرد؟ اینجاست که فکر می‌کنم تجربه ارمیا از تجربه حجاب زنان در ابتداى انقلاب جدا نیست، در آن روز‌ها به گواهى اخبار و رسانه‌ها، کسانى مثل آیت الله طالقانى با حجاب اجبارى مخالفت کردند اما در ادامه مسیر و پس از مرگ و حذف روحانیان روشن ضمیرى مانند او، ورق برگشت و دیندارانى مسلط شدند که اسلامِ خشونت و اجبار را بر همه شئون مردم از جمله حجاب زنان حاکم کردند و قرائت امثال آیت الله طالقانى در این معرکه مغلوب شد.»

اکبرین می‌افزاید: «دین در یک روند تاریخى به این صورت درآمده و نوعى طالبانیسم در فضاى نظرى و عملى بسیارى از مسلمانان جهان سنگینى مى کند؛ تاریخ را آدمیان با تجربه هاىشان مى سازند، مى توان به تعبیر شما فتح باب کرد و با اصرار و تکرار بر همین تجربه‌ها تاریخ جدیدى را در دیندارى گشود، تجربه ارمیا را در کنار تجربه خانم «توکل کرمان» در یمن که برنده جایزه صلح نوبل شده بسنجید، بحث هاى عمیقى که بعد از بهار عربى در جهان اسلام مطرح شده و محصولات روشنفکرى دینى را بخوانید تا ببینید افق این تاریخ تازه به روشنى پیداست.»

محمد جواد اکبرین، این گونه کلامش را به پایان می‌رساند: «البته دوست دارم همین جا بگویم که تجربه شجاعانه ارمیا بدون رفتار معلمانه آکادمى به سامان نمى رسید، آکادمى گوگوش تمام کینه‌ها و کنایه‌ها را در کنار ارمیا تحمل کرد تا جامعه بتواند در بستر همین مدرسه، نه تنها موسیقى بلکه آزادى و اخلاق و مدارا و شکیبایى را نیز تمرین کند.»