آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۰ خرداد ۱۳۹۲

شین سایه

سیاست


آزادی فردی و حق انتخاب پوشش


آزادی فردی و انتخاب پوشش

آزادی فردی و انتخاب پوشش

جوانان ایرانی از رییس جمهور آینده چه می‌خواهند؟

از نظر شما که یک جوان ایرانی و ساکن ایران هستید، یک رییس جمهور مطلوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد و چه خواسته‌هایی را برای شما برآورده کند؟

دارد فصل انتخابات می‌شود و سوال بالا محور گفت‌و‌گوی من و هموطن‌های هم نسلم به همین مناسبت است.
«من ۱۷ ساله‌ام و رای اولی. اصلا از سیاست خوشم نمی‌آید. از اینکه به سنی رسیده‌ام که رایم مهم است خوشحالم، اما دوست ندارم رای بدهم. یعنی در واقع به کی باید رای بدهم؟ هر وقت کاندیدایی آمد گفت که دختر‌ها هر طور دوست دارند می‌توانند لباس بپوشند و اندازهٔ پسر‌ها از خانه بیرون بمانند و کارهایی که دوست دارند – منظورم کارهای شاد است – انجام بدهند، با کله می‌روم به او رای می‌دهم!»
سحرناز بچهٔ شاهین شهر است. شاد و شیطان و بازیگوش. این توصیفی ست که خودش در معرفی‌اش بیان می‌کند. به نظر او «رییس جمهور باید همسری داشته باشد که آدم رویش بشود بگوید او بانوی اول کشورش است؛ شیک پوش و خوش قیافه.»
وقتی از او می‌پرسم خب چرا این خانم شیک پوش و خوش قیافه خودش رییس جمهور نباشد، بازیگوشانه می‌خندد و می‌گوید: «این دیگه
خیلی خارجیه!»
آزادی فردی 2
هوتن ۲۱ ساله است و بچهٔ تهران. شیمی کاربردی می‌خواند در دانشگاه. به نظر او هم رییس جمهوری جوان پسند است که بتواند برای جوانان آزادی بیاورد. او می‌گوید: «البته که اشتغال و مسکن و ازدواج و این جور چیز‌ها مهم است، اما هنوز دغدغهٔ من نیست. برای بچه‌های هم سن و سال من آزادی اولویت اول است.»
به نظر هوتن آزادی برای دختر‌ها و پسر‌ها به یک اندازه مهم است. او توضیح می‌دهد: «برای خود من دو بار پیش آمده که با دوست دخترم بیرون بودم و گیر افتادم. یک بارش با رشوه حل شد، یک بارش کار به تعهد و خانواده و این چیز‌ها کشید و ضایع شدیم. جوان‌ها حق دارند با هم بیرون بروند و خوش بگذرانند. مگر دور زدن در شهر و دو پک قلیان کشیدن در فرحزاد و سینما و پارک رفتن، چه اشکالی دارد؟»
فرنوش، دوست دختر هوتن، ۲۳ ساله است، ترم آخر روان‌شناسی. او می‌گوید: «رییس جمهور که خود نمی‌تواند مثلا آزادی پوشش بدهد و بگوید حالا که دورهٔ من است هر چه می‌خواهید بپوشید یا می‌توانید روسری سر نکنید یا روابط دختر و پسر آزاد! کاری که او باید بکند تغییر قوانین است. البته مشکل ما فقط قانون هم نیست! خانواده‌ها هم هستند. برای دختران در خانواده‌ها هم خیلی سختگیری می‌شود. من فکر می‌کنم مشکلاتی که ما داریم با عوض شدن یک رییس جمهور حل شدنی نیست.»
آزادی فردی 3
سعیده روزنامه نگار است. ۲۶ ساله است و از ۱۹ سالگی هم کار کرده و هم درس خوانده. ساکن تهران است و حالا فوق لیسانس ارتباطات می‌خواند و به تعبیر خودش خوب می‌داند در عالم سیاست چه می‌گذرد. می‌گویم اما سوال من سیاسی نیست، فقط می‌خواهم بدانم از نظر تو به عنوان یک جوان چه رییس جمهوری خوب است؟ با لبخند می‌گوید: «از همان‌ها که پیدا نمی‌شود! به قول معروف گشتیم نبود نگرد نیست!»؛ و بعد اضافه می‌کند: «این را که شوخی کردم! البته که رییس جمهور با رییس جمهور فرق می‌کند! مثلا ماه رمضان‌های زمان خاتمی ساعت پنج افطار می‌شد و زمان احمدی‌نژاد ساعت هشت و نیم!»
به عقیدهٔ او این طنزِ ظریف نشان دهندهٔ تفاوت سختی‌هایی ست که مردم در دوران دو رییس جمهور مختلف متحمل شدند.
سعیده دربارهٔ آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌گوید: «درست است که آزادی اندیشه و بیان خیلی مهم است، اما دغدغهٔ همهٔ مردم نیست. مردم می‌خواهند نفس بکشند. حتی همین روسری و حجاب اجباری که شاید به نظر خیلی‌ها چیز مهمی هم نیست، اگر آزاد بشود بسیاری از نارضایتی‌ها کم می‌شود و مردم احساس بهتری در زندگیشان خواند داشت. اتفاقا فکر می‌کنم آزادی‌های فردی و اجتماعی ضمن افزایش حس رضایت از زندگی در کاهش جرایم هم موثر خواهد بود.»
ساناز یک دندانپزشک ۳۱ ساله است و فعلا در خرم آباد زندگی می‌کند. او می‌گوید: «آدم در این کشور زن باشد دردسر‌هایش چند برابر است. از لباس تنت بگیر تا معاشرت‌هایت، سفر‌هایت، روابط شغلی و شخصی‌ات. همه چیز تحت کنترل همه است. از یک طرف نیروی انتظامی که همه جانبه بر تو سخت می‌گیرند، از طرفی مردم – که از قضا همین قانون حاکم به آن‌ها جسارت سرک کشی به زندگی دیگران را می‌دهد – از طرفی هم خانواده که یا به بهانهٔ غیرت یا به بهانهٔ حرف مردم دائم مواظب تو هستند. زندگی در این شرایط خیلی سخت است، اما نسل امروز کوتاه نمی‌آید و به هر قیمتی شده زندگی‌اش را می‌کند.»
او انتخاب شدن یک رییس جمهور زن را رویایی دور می‌داند و می‌گوید: «این خیلی بد است که خواست عمومی بازگشتن به گذشته باشد، اما واقعا هر سال دریغ از پارسال! مردم ما آرزوهای زیادی دارند و لیاقت زندگی خیلی بهتر از این را دارند، اما خیلی گرفتارند و بس که به مرگ گرفته شده‌اند، به تب هم راضی‌اند. اما من فکر می‌کنم باید برای رسیدن به آنچه که می‌خواهیم تلاش کنیم و دست کم خواسته‌هایمان را بگوییم.»